معنای آیه
آن گاه پيراهن يوسف را که با خوني دروغين يعني از خون حيواني كه آغشته بودند، به او نشان دادند؛ امّا از آنجا كه دروغگو كم حافظه است، بدون اين كه پيراهن يوسف را از چند جا پاره كنند، تا دليل باشد گرگ او را پاره كرده، سالم ولی آغشته با خون دروغينی به پدرشان نشان دادند.
پدر هوشيار با تجربه چون چشمش بر آن پيراهن افتاد، جريان را فهميد و به پسرانش فرمود: «چنين نيست، بلکه نفس شما اين كار زشت را برايتان آراسته است. پس اينك صبر نيكو بهتر است و بر آنچه در اين مورد مي گوييد از خدا ياري مي خواهم، كه کار خلافی انجام ندهم».
گفته اند: يعقوب (ع) پيراهن سالم را به صورتش كشيد و گفت: چه گرگ مهرباني بوده، كه فرزندم را خورده؛ ولي به پيراهنش كمترين آسيبي نرسانده است؟ (مجمع)
ابوحمزه ثمالي گويد: امام سجّاد (ع) به خدمتكارش گفت: به هر سائلي از در خانه بگذرد، غذا بدهيد؛ زيرا امروز روز جمعه است. ابوحمزه گويد: گفتم هر كسي كه تقاضاي كمك مي كند، مستحق نيست! فرمود: ولي مي ترسم، در ميان آن ها افراد مستحقّي باشند و بر سر خانواده ی ما همان آيد، كه بر سر يعقوب و خاندانش آمد؛ زيرا يعقوب روزي گوسفندي ذبح مي كرد، قسمتي از آن را خود و خانواده اش مصرف مي كردند و قسمت ديگر آن را به فقرا مي داد.
شب جمعه اي مؤمن روزه داري به در خانه ی يعقوب رفت و از آن ها تقاضاي غذايي كرد؛ ولي آن ها با اين كه سخنش را شنيدند به او غذايي ندادند. خداوند در صبح همان شب به يعقوب وحي فرستاد: «بنده مرا خوار كردي و مستوجب مجازات شدي. من دوستانم را زودتر از دشمنانم مجازات مي كنم، چون به آن ها علاقه دارم». (تفسير برهان)
در حديثي امام صادق (ع) فرموده: چون برادران يوسف او را در چاه افكندند، جبرئيل نزد او رفت و گفت: دوست داري از چاه خارج شوي؟ گفت: اين كار با خداست، اگر بخواهد مرا بيرون مي آورد،
گفت: خداي تو دستور فرموده: اين دعا را بخوان تا بيرون آيي: اَللّهُمَّ اِنّي اَسئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الحَمدُ، لاالهَ اِلَّا اَنتَ المَنّانُ، بَديعُ السَّماواتِ وَالاَرضِ، ذُوالجَلالِ وَالاِكرامِ، اَن تُصَلِّيَ عَليٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَن تَجَعَلَ لي مِمّا اَنَا فِيهِ فَرَجاً وَ مَخرَجاً: اي خدايي كه حمد و ستايش براي توست و خدايي جز تو نيست، تو كه بر بندگان نعمت مي بخشي و آفريننده آسمان ها و زميني، صاحب جلال و اكرامي، از تو تقاضا مي كنم، كه بر محمّد و آلش درود فرستي و نجاتي از آنچه در آنم برايم قرار دهي.
و چون يوسف اين دعا را خواند، كارواني سر چاه رسيد و او را از چاه بيرون كشيدند. (مجمع)
صبر يعنی انسان در دلش استقامتی داشته باشد، كه كنترل نظام نفسش را در دست داشته باشد؛ و در مصائب استقامت ورزد و هجوم رنج ها و سختي ها او را نلغزاند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر