معنای آیه
چون برادران يوسف، او را به صحرا بردند و بر آن شدند او را در نهانگاه چاه قرار دهند و چنين کردند، ما به او الهام كرديم: غم مخور، روزي آن ها را از اين كارشان خبر خواهي داد، بدون اين كه تو را بشناسند.
گفته اند: چون خواستند يوسف را در چاه افكنند، خنديد. گفتند: چرا مي خندي؟
گفت: وقتي پيش خود فكر كردم، با داشتن اين همه برادران قوي كسي نمي تواند به من آسيبي رساند؛ حال مي بينم خود شما خصم من شده ايد؛ فهميدم خدا اين قضيّه را براي من پيش آورد، كه غير از خدا بر كسي تكيه نكنم. (تفسير نمونه)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر