سوره یوسف

سوره یوسف - آیه 10 - جزء 12


قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره یوسف 10
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره یوسف 10
محمود خلیل الحصری سوره یوسف 10
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 236 1
محمد صدیق منشاوی 236 2

معنای آیه

گوینده‌ای از میان آنان گفت: «یوسف را مکُشید. اگر کاری می‌کنید، او را در نهانخانه چاه بیفکنید، تا برخی از مسافران او را برگیرند.»


تفسیر قرآن


ولی يکی از برادرها که با وجدان تر بود، گفت: «يوسف را نكشيد، اگر می خواهید كارى كنيد او را در پس رفتگی ديواره چاه بگذاريد، كه سالم بماند، تا چون كاروانيان او را آنجا بيابند، با خود ببرند و از چشم ما و پدر دور شود.

نزديك سطح آب چاه طاقچه مانندی بود، تا كسی به قعر چاه برود روی آن بنشيند و ظرفش را پر از آب كند، و چون آن محل از بالای چاه پيدا نبود آن را «غيابت» می گفتند.

از جريان حضرت يعقوب (ع) و فرزندانش نتيجه مي شود، كه پدر و مادر نبايد نسبت به بعضي از بچّه هايشان بيشتر توجّه و محبّت داشته باشند؛ هر چند به عللي آن ها را شايسته محبّت بيشتر بدانند؛‌ وگرنه سبب حسادت و كينه ورزي آن ها نسبت به يكديگر مي شود.

امام باقر (ع) فرموده: من گاهي به بعضي از فرزندانم بیشتر اظهار محبّت مي ‏كنم، با آن كه مي ‏دانم حق با ديگري است، براي اين كه نكند عليه ساير فرزندانم تحريك شود؛ چنان كه برادران يوسف نسبت به او تحريك شدند. (بحار 74/78)

امام باقر (ع) فرموده: حسد ايمان را مي خورد، چنان كه آتش هيزم را مي خورد. (كافي، كتاب ايمان و كفر، باب حسد، حديث 1)

امام صادق (ع) فرموده: آفَةُ الدّينِ الحَسَدَ وَالعُجبُ وَالفَخرُ: آفت دين حسد و خودبيني و باليدن است. (كافي، كتاب ايمان و كفر، باب حسد، ح 5)

پيامبر اكرم (ص) فرموده: خدا به موسي بن عمران فرمود:‌ بر آنچه از فضلم به مردم داده ام، حسد مبر؛‌ زيرا حسود از تقسيم نعمتي كه من ميان بندگانم كرده ام، ناراحت است. من از كسي كه چنين باشد نيستم و او از من نيست. (كافي، كتاب ايمان و كفر، باب حسد، حديث 8)

و امام صادق (ع) فرمود: اِنَّ المُؤمِنَ يَغبُطُ وَ لايَحسُد، وَالمُنافِقُ يَحسُدُ وَ لايَغبُط: مؤمن غبطه مى‏ خورند ولى حسد نمى‏ ورزد، ولى منافق حسد مى‏ ورزد و غبطه نمى ‏خورد» (كافى 2/ 307)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر