معنای آیه
بعد از سخن از تقسيم مردم به دو گروه اندک نجات يافته و بيشتر باطل گرا و هلاک يافته، در اين آيه به يكى از سنن آفرينش انسان يعنی اختلاف و تفاوت در ساختمان روح و جسم و فكر و ذوق انسان ها و مسأله ی آزادی اراده و اختيار انسان اشاره کرده،
می فرمايد: «و اگر خدا مي خواست، همه ی مردم را به صورت يك امّت قرار مي داد، كه داراي عقيده، مذهب و فكر يكسان باشند؛ ولي بنا بر حكمتش انسان ها را طوري آفريده، كه همواره با آزادي كامل بتوانند دين ها و مسلك ها و عقايد و ذوق ها و سليقه هاي مختلف داشته باشند تا هر گروه بخشى از نیازهای جامعه را تامين كنند».
ابوبصير گويد: از امام صادق (ع) در معنی آيه: وَ لايَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذالِكَ خَلَقَهُمْ» سؤال كردم، فرمود: ايشان را آفريد، تا كارهايى انجام دهند، كه مستوجب رحمت باشند و خدا رحمتشان كند. (الميزان به نقل از معانى الاخبار)
امام باقر (ع) فرمود: «وَ لايَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ» مقصودش آل محمّد (ع) و اتباع ايشان است، خداوند مى فرمايد: «وَ لِذالِكَ خَلَقَهُمْ» يعنى اهل رحمت در دين خدا اختلاف نمى كنند. (تفسير قمى)
اگر خدا همه مردم را يك نواخت و مؤمن به حق و مجبور بر قبول ايمان می آفريد، نه چنان ايمانی ارزش داشت و نه چنان اتّحاد و هماهنگی؛ زيرا ايمان اجباری همچون تابش خورشيد است، که نه دليل بر شخصيّت است و نه وسيله تكامل و نه موجب پاداش.
اصولاً ارزش و امتياز انسان نسبت به جماد و نبات و حيوان همين داشتن آزادی اراده و اختيار او و نيز داشتن ذوق ها و سليقه ها و انديشه هاى متفاوت است، تا هر انسانی در اجتماع عهده دار کاری گردد و هر يک نيازی از جامعه را برآورند.
از طرفى چون انسان ها دارای اراده آزادند، گروهى حق را می پذيرند و گروهى باطل، و طبعاً کسانی به راه حق می روند که با اراده آزاد خود از تعليمات صحيح انبیا تعلیم یابند. از این رو در آيه بعد مى فرمايد: مردم در پذيرش حق اختلاف دارند؛ مگر آنها كه مشمول رحمت پروردگارند.
اين آيه به روشنی بر آزادى اراده انسان و نفى مكتب جبر تأكيد مى كنند و دليل بر آن است كه تصميم نهايى با خود انسان است.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر