معنای آیه
پس از بيان توحيد ربوبی خداوند، که آگاهی از همه امور از پيدا و نهان است» در مورد رازقيّت الاهی که از شئون توحيد ربوبی است مي فرمايد: و هيچ جنبنده اي نيست، جز آن كه روزي او با خداست و او جايگاه دائم و موقّت او را مي داند؛ تمام اين حقايق در كتابي مبين (لوح محفوظ) ثبت است.
« عَلَى اللهِ رِزْقُها» دلالت دارد که رزق بر خداى تعالى واجب است و يكى از افعال مختصّ خداى تعالىٰ است؛ ولی بر اين گفته اين اشكال وارد نيست، كه چگونه بر خداى تعالىٰ حقّى براى خلق او ثابت است؟ چون اين حق را خود خداى تعالىٰ بر خود واجب كرده، چنان که جای دیگر هم فرموده است: «كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» (روم، 47)
عقل هم گواهی می دهد چون هستى مخلوقات از فيض خداى تعالىٰ است، رزق هم كه هستى آن ها بدان بستگى دارد از ناحيه ی اوست.
هر چند از اين آيه برمي آيد روزي هر كسي از آغاز تا پايان عمر تعيين شده است؛ ولي اين بدان معني است كه خدا هر موجودي از جمله انسان را چنان ساخته، كه با وسايل كسب روزي كه خودش به آن ها عنايت فرموده، بتواند روزيش كسب كند.
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «اِنَّ الرِّزقَ رِزقانِ: رِزقٌ تَطلُبُهُ وَ رِزقٌ يَطلُبُكَ: رزق دوگونه است: نوعي را بايد با تلاش به دست آوري ونوعي به سراغ تو مي آيد. (نهج البلاغه، نامه 31)
نكته ی ديگر اين كه خدا براي هر كسي يك روزي حلال از طريق مشروع قرار داده است؛ حال اگر از طريق غيرمشروع مثل دزدي، رشوه، تقلّب و غيره آن را كسب كند، در واقع روزي حلالش را تبديل به حرام كرده است. از طرفي، روزي همان لقمه غذايي است كه از گلوي انسان فرو مي رود و لباسي كه مي پوشد؛ ولي ثروت و ملك و باغي كه شخص دارد، روزي همان افرادی است، كه از آن ها استفاده مي كنند.
«رزق» هم شامل هرگونه عطاياي مادّي و معنوي است. چنان كه مي گوييم: «اَللَّهُمَّ ارزُقني عِلماً تَامّاً: خدايا، علم كاملي به من روزي كن» يا مي گوييم: «اَللَّهُمَّ ارزُقني الشَّهادَةَ في سَبيلِكَ: خدايا، شهادت در راهت نصيب من گردان» و مى گویيم: «اَللّهُمَّ ارزُقنى قَلباً خاشِعاً وَ لِساناً ذاكِراً وَعِلماً نافعاً» (بحار 95/258) و خدا در مورد شهدا فرموده: اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ: زنده اند، نزد پروردگارشان روزي مي خورند. (آل عمران، 169)
امام باقر (ع) فرموده: رسول خدا (ص) در حجّة الوداع فرمود: آگاه باشيد، كه روح الأمين در سويداي دل من دميد، كه هيچ كس نميرد، مگر آن كه روزيش را به كمال بخورد؛ پس از خدا بپرهيزيد و طلب روزي را خوب انجام دهيد؛
و مبادا كُند شدن مقداري از روزي، شما را وادار كند آن را با معصيت خدا بطلبيد؛ زيرا خدا روزي را به طور حلال بين مردم تقسيم كرده نه حرام؛ پس هركس از خدا بپرهيزد و صبر كند، خدا روزيش را از راه حلال برساند و كسي كه پرده اي را كه خدا قرار داده بدرّد و روزي را از غيرحلال به دست آورد، از روزي حلالي كه دارد بريده مي شود و مورد محاسبه قرار مي گيرد. (الميزان به نقل از كافي)
امام صادق (ع) می فرمايد: اميرمؤمنان (ع) بسيار مي فرمود: يقين بدانيد، كه هرچند بنده اي سخت كوشش كند و چاره انديشي هاي بزرگ به كار برد، خدا چنين قراري نگذاشته، كه وي از آنچه در ذكر حكيم الاهي برايش معيّن شده پيشي بجويد. اي مردم، هرگز كسي را بر اثر هوشي كه دارد پشيزي افزون ندهند و احدي را به خاطر حماقتش كم ندهند؛ پس هركس اين را بداند و بدان عمل كند از همه ی مردم آسوده تر سود برد؛ ولي كسي كه اين را بداند و عمل نكند گرفتاري و ضرر او بيش از همه ی مردم است.
چه بسا شخصي كه نعمت فراوان به او داده اند، ولي همين احساني كه به او شده باعث درهم كوبيدن اوست؛ و چه مردمي كه در بين مردم گول خورده اند؛ ولي در عين حال كارشان هم درست شده است؛ پس اي مرد كوشا، در تلاش خود پرهيزكار باش و از عجله خود كم كن و از خواب غفلت بيدار شو و در آنچه كه از طرف خدا بر پيغمبر (ص) نازل شده فكر كن. (الميزان)
به نقل ابن مسعود رسول خدا (ص) فرمود: وقتى مقدر شده باشد كه يكى از شما در سرزمينى از دنيا برود، براى او حاجتى پيش مى آيد كه مجبور شود به آن سرزمين سفر كند و سفر خواهد كرد تا آخرين گامى كه مقدّر شده بردارد بر مى دارد، آن گاه در همان نقطه قبض روح می شود و آن زمين در روز قيامت او را بيرون مى اندازد و مى گويد: پروردگارا اين آن امانتى است كه به من سپردى. (درّ منثور)
امام صادق (ع) فرمود: خداى سبحان ارزاق را بين بندگانش تقسيم نمود و مقدار بسيارى را زيادى آورده، كه آن را بين هيچ كس تقسيم نكرده و آيه «وَسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ» به همين زيادت اشاره نموده مى فرمايد: از آنچه خداى تعالى زيادى آورده درخواست كنيد». (تفسير عياشى)
محمد بن منكدر گوید: روزی بسيارگرم به اطراف مدينه رفتم وابوجعفر محمد بن على كه مردى تنومند بود و عرق از سر و رويش مى ريخت برخوردم و ديدم كه به دو غلام سياه تكيه كرده است. به نزدش رفته سلام كردم و عرض كردم: خدا تو را اصلاح كند آيا درست است كه مردى محترم از شيوخ قريش در اين ساعت و با اين حالت در طلب دنيا باشد؟ آيا اگر در اين حال اجلت فرارسد فكر مى كنى در چه حالى از دنيا رفته باشى؟
فرمود: اگر مرگ من در اين ساعت برسد در حالى رسيده كه من مشغول طاعت خداى عزّ وجلّ هستم و خود و عيالم را از تو و مردم بى نياز مى كنم، ترس من تنها از اين است كه مرگم در حالى برسد كه مشغول گناهى از گناهان باشم. گفتم: بله، خدا رحمتت كند تو درست گفتى، من آمدم تو را موعظه كنم تو مرا موعظه كردى». (بحار الانوار، ج 11ص 82)
عبدالاعلى مولاى آل سام گفته: روزى بسيار گرم در يكى از راه هاى مدينه به امام صادق (ع) برخورده عرض كردم: فدايت شوم آيا با آن وضعى كه نزد خداى تعالىٰ و آن قرابتى كه نسبت به رسول خدا (ص) دارى، در چنين روزى چرا خود را به زحمت مى اندازى؟ فرمود: اى عبدالاعلى به طلب رزق برخاسته ام تا از كسى مثل تو بى نياز باشم». (المیزان به نقل از كافى)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر