سوره توبه

سوره توبه - آیه 67 - جزء 10


الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ ۚ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ ۗ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره توبه 67
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره توبه 67
محمود خلیل الحصری سوره توبه 67
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 197 1
محمد صدیق منشاوی 197 2

معنای آیه

مردان و زنان دو چهره، [همانند] یکدیگرند. به کار ناپسند وامی‌دارند و از کار پسندیده باز می‌دارند، و دستهای خود را [از انفاق‌] فرو می‌بندند. خدا را فراموش کردند، پس [خدا هم‌] فراموششان کرد. در حقیقت، این منافقانند که فاسقند.


تفسیر قرآن


در اين آيه مي فرمايد: مردان و زنان منافق همه از يك قماش اند و روند فکری و شيوه واحدی دارند و در مدار کفر و فسق و فجورند و داراي این اوصافند:

يكي آن كه بر عكس مؤمنين، كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنند، منافقين امر به منكر و نهي از معروف مي نمايند، تا جامعه را به فساد و فحشاء بكشند.

ديگر آن كه چون منافقان به مبدأ و معاد ايمان ندارند، نه به محرومان بخششي مي كنند و نه به خويشان و آشنايان.

سوّم، آن كه در گفتار و کردارشان خدا را از ياد برده و دستورات او را انجام نمی دهند، بلکه کارشان فسق و فجور است، خدا هم آن ها را از لطف خويش محروم ساخته و از بركات و توفيقات و مواهبش محرومشان نموده است.

معناى اين كه فرمود: «خدا را فراموش كردند خدا هم ايشان را فراموش كرد.» اين است كه به كيفر اين كه خدا را فراموش كردند، خدا هم خود ايشان را از ياد خودشان برد و در نتيجه خود را فراموش كردند، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده: «لاتَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللهَ فَاَنْساهُمْ اَنْفُسَهُمْ اُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ: مثل كسانى كه خدا را فراموش كردند نباشيد و خدا هم خودشان را از يادشان برد، ايشان همان مردم فاسقند.»

نسبت دادن فراموشى به خدا يعنى خدا با آنان مثل فراموش شده‏ ها عمل مى ‏كند.

امام باقر (ع) در تفسیر: «نَسُوا اللهَ» فرمود: «اطاعت خدا را ترك كردند، پس خدا هم ايشان را فراموش كرد يعنى ترك كرد. (تفسیر عیاشی)

على (ع) در معناى: «نَسُوا اللهَ فَنَسِيَهُمْ» فرمود: مقصود اين است كه ايشان خدا را در دار دنيا فراموش كردند و او را اطاعت ننموده، به او و رسولش ايمان نياوردند، خدا هم ايشان را در روز قيامت فراموش كرد، يعنى از ثواب خود بهره‏ اى براى آنان نگذاشت و در نتيجه مانند كسانى شدند كه در تقسيم خير از قلم افتاده باشند. (تفسير عياشى)

امام رضا (ع) فرمود: كيفر كسى كه خدا و قيامت را فراموش كند، خود فراموشی است. (نورالثقلين)

على (ع) فرمود: فراموش كردن خدا يعنی آنان را از خير محروم كند. (تفسير برهان)

اين آيات برآنند، كه منافقين جمعيّت معتنابهى بوده ‏اند، چون مى ‏فرمايد: «إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً: اگر ما از طائفه‏ اى از شما بگذريم طائفه ديگرى از شما را عذاب خواهيم كرد» و دلالت دارند بر اين كه منافقين با باند ديگرى از منافقين ارتباط داشته‏ اند، چون مى‏ فرمايد: «اَلْمُنافِقُونَ وَالْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ: مردان و زنان منافق با يكديگر ارتباط دارند»

و نيز از آیه بر مى ‏آيد همه براى پياده كردن نقشه ‏اى كه با هم ريخته بودند فعّاليت مى‏ كردند، كه خداى تعالىٰ ميان آنان و انجام تصميمشان حائل شد: «وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا». و تصميم های خطرناكی گرفته بودند، كه وقتى بازخواست شدند به عذرى بدتر از گناه بوده متوسّل می شدند: «اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ: گويند: شوخي كرديم».

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر