معنای آیه
«شيبه» و «عبّاس» هر كدام بر ديگري افتخار مي كردند. عبّاس گفت: من افتخار آب دادن به حاجيان را دارم، شيبه هم گفت من تعميركننده مسجد الحرام و كليددار خانه كعبه هستم. علي (ع) به آن ها فرمود: ولي من با شمشير جهاد كردم، تا شما به خدا و پيامبر (ص) ايمان آورديد. عبّاس خشمناك شكايت به پيامبر (ص) كرد. در اين موقع جبرئيل اين آيات را نازل کرد: «آيا آب دادن به حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام را همانند كار كسي قرار داده ايد، كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد و در راه خدا جهاد كرده است؟ اين ها هيچ گاه نزد خدا يكسان نيستند و خدا ستمكاران را هدايت نمي كند. (مجمع البيان، طبری، ثعلبی، اصحاب النزول واحدی، خازن بغدادی، مناقب ابن مغازلی، جامع الاصول ابن اثير، تفسير فخررازی و....)
به نقل محمّد بن كعب قرظى: طلحه پسر شيبه با عبّاس و على بن ابى طالب مفاخرت مى كردند، طلحه گفت: من كليددار خانه كعبه ام. عبّاس گفت: من داراى سمت سقائى حاجيانم. على (ع) فرمود: من شش ماه قبل از همه مردم به طرف قبله نماز خواندم و من مجاهد در راه خدايم، خدا هم اين آيه را نازل كرد: «أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ ...» (تفسیر طبری)
به نقل ابن سيرين: على بن ابى طالب به مكّه آمد و به عبّاس گفت: اى عمو، آيا حاضر نيستى مهاجرت كنى و به رسول خدا (ص) ملحق شوى؟ گفت: من مسجد الحرام را تعمير مى كنم و پرده دار خانه ام. خداوند در جوابش اين آيه را فرستاد: «أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ ...»، به مردم ديگرى رسيد و گفت: آيا هجرت نمى كنيد و به رسول خدا (ص) نمى پيونديد؟ گفتند: ما چگونه از برادران و عشيره و خانه و زندگيمان دست برداريم؟ خداى تعالىٰ اين آيه را فرستاد: «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ ...» (درّ منثور)
از ايمان به خدا و روز قيامت بر می آيد سقايت و عمارت مسجد گرچه حُسن فعلی دارند؛ ولی اگر بدون ايمان باشند ارزش ندارند؛ زيرا از حُسن فاعلی بی بهره اند؛ ولی اگر سقايت و عمارت کار موحّد مسلمان باشد، هم دارای حسن فعلی است و هم حسن فاعلی؛ ليکن باز آن هم در حدّ ايمان، هجرت و جهاد برای خدا نيست.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر