سوره توبه

سوره توبه - آیه 1 - جزء 10


بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره توبه 1
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره توبه 1
محمود خلیل الحصری سوره توبه 1
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 187 1
محمد صدیق منشاوی 187 2

معنای آیه

[این آیات‌] اعلام بیزاری [و عدم تعهّد] است از طرف خدا و پیامبرش نسبت به آن مشرکانی که با ایشان پیمان بسته‌اید.


تفسیر قرآن


سوره توبه (برائت)

سوره ی توبه يا برائت در «مدينه» نازل شده و 129 آيه دارد. در اين سوره از مطالب مهمّي چون قطع رابطه با مشركان، منافقان و نشانه هاي آن ها، اهمّيّت جهاد در راه خدا، انحراف اهل كتاب از توحيد و انحراف دانشمندانشان از وظيفه ی رهبري، مطالبي پيرامون زكات، لزوم تحصيل علم، داستان هجرت پيامبر (ص)‌، حرام بودن جنگ در ماه هاي حرام، گرفتن جزيه از اهل كتاب و مطالبی دیگر بحث شده است.

از اين كه براى اين سوره در روايات، نام‏هاى «برائت» و «توبه» آمده است، مى ‏فهميم، كه جزء سوره‏ انفال نيست، بلكه سوره‏اى مستقلّ است.

و از اين كه سوره، به دليل محتواى قهرآميزش بدون «بِسْمِ اللهِ» است، مى ‏فهميم «بِسْمِ اللهِ» در هر سوره، متعلّق به همان سوره است.

امام علي (ع) فرمود: چون بِسمِ اللهِ براي امان و رحمت است و سوره برائت براي برداشتن امان و اعلان جنگ است «بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ» در ابتداي اين سوره نازل نشده است. (مجمع)

پيامبر اكرم (ص) فرمود: سوره برائت و توحيد با هفتاد هزار صف از ملائكه بر من نازل گرديد و هر كدام اهمّيّت اين دو سوره را توصيه مي ‏كردند. (مجمع)

امام صادق(ع) فرمود: «مَن قَرَأَ بَرائَةَ وَالاَنفالَ فى كُلِّ شَهرٍ لَم يَدخُلَهُ نِفاقٌ اَبَداً وَ كانَ مِن شِيعَةِ اَميرِالمُؤمِنينَ حَقًّا: كسي كه سوره ی برائت و انفال را هر ماه بخواند، روح نفاق در او داخل نمي شود و از پيروان راستین امیرالمؤمنین علي (ع) خواهد بود. (تفسیر نمونه)

ابلاغ سوره برائت به مشركين توسّط علي (ع): به نقل تفسير برهان، بلاذرى، ترمذى، واقدى، شعبى، سدى، ثعلبى، واحدى، قرطبى، قشيرى، سمعانى، احمد بن حنبل، ابن بطه، محمّد بن اسحاق، ابويعلى الموصلى، اعمش و سمّاك بن حرب در كتاب هاى خود از: عروة بن زبير، ابوهريره، انس، ابى رافع، زيد بن نفيع، ابن عمر و ابن عبّاس بعد از آن كه آيات: «بَراءَةٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ» تا نه آيه نازل شد، رسول خدا (ص) ابوبكر را به سوى مكّه گسيل داشت تا آن آيات را بر مردم بخواند، جبرئيل نازل شد و گفت: غير از تو و يا مردى از تو اين آيات را نبايد برساند، لذا رسول خدا (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: ناقه غضباى مرا سوار شو و خود را به ابوبكر برسان و آيات برائت را از او بگير.

ابن عبّاس گويد: وقتى ابوبكر به نزد رسول خدا (ع) بازگشت با نهايت اضطراب پرسيد: يا رسول الله! تو خودت مرا در باره اين امرى كه همه افتخار مأموريت آن داشتند نامزد فرمودى؛ پس چطور وقتى براى انجامش روانه شدم مرا برگرداندى؟ حضرت فرمود: امين وحى خدا بر من نازل شد و از ناحيه خدا اين پيغام را آورد، كه «هيچ پيامى را از ناحيه تو جز خودت و يا مردى از خودت نبايد برساند» و على از من است و از من نبايد برساند جز على.»

از اين روايت و روايات ديگر در اين زمينه معلوم مى‏شود: فرستادن على (ع) براى بردن آيات برائت و عزل ابوبكر به خاطر امر خدا بوده و جبرئيل نازل شده و گفته است: «اِنَّهُ لايُؤَدّى عَنكَ اِلّا اَنتَ اَو رَجُلٌ مِنكَ» و اين ظهور دارد، كه هر چه را كه رساندنش وظيفه رسول الله (ع) است جايز نيست جز خود آن حضرت و يا مردى از خاندانش آن را برساند.

از انتخاب علي (ع) توسّط پيامبر از طرف خدا براي اين كار هم معلوم مي شود، كه آن حضرت آگاه ترين و مدبّرترين و شجاع ترين فرد براي خلافت است

بعضی چون ابن کثير وحى بودن كلام خداى تعالىٰ را كه جبرئيل براى رسول خدا (ص) آورد و گفت: «لايُؤَدِّى عَنكَ اِلّا اَنتَ اَو رَجُلٌ مِنكَ» مسكوت گذاشته و آن را از باب يكى از سنن جارى عرب دانسته و گفته ‏اند: «در عرب رسم بوده، كه هيچ عهدى نقض نشود مگر به وسيله شخص معاهد و يا مردى از خانواده‏ اش». اگر اين رسم در عرب بوده چرا در هيچ يك از تواريخ ايّام عرب و جنگ هاى آنان اثرى از آن ديده نمى ‏شود و جز ابن كثير كه در بحث برائت آن را به علما نسبت داده كسى اسمى از آن نبرده است؟ اصولاً اگر اين معنا سنّت عرب بوده چه ربطى به اسلام دارد و چه ارزشى داشته كه اسلام آن را صحّه بگذارد، با اين كه اسلام و رسول خدا (ص) هر روز يكى از سنن جاهليّت را نقض مى‏ نمود.

و اگر اين حادثه يك سنّت بوده لابد بايد بگوئيم رسول خدا (ص) از آن غفلت داشته و بعد از آن كه ابوبكر مقدارى از راه را طى كرد به ياد اين سنّت افتاده و يا يكى از اصحابش به او يادآورى كرد. و حال آن كه آن حضرت مَثَل اعلا در رعايت حزم و احتياط و حُسن تدبير بود و به فرضى كه آن حضرت فراموش كرد چرا يارانش يادآوريش نكردند؟

در محيط دعوت اسلام گروه‏هاى مختلفى بودند. گروهى از آنان هيچ پيمانى با پيامبر (ص) نداشتند، گروه‏هاى ديگرى با رسول خدا (ص) پيمان بسته بودند. اين پيمان ها بعضى مدّت معيّن داشتند و بعضى مدّتى نداشت. بعضى از طوائف هم با پيامبر (ص) پيمان بسته بودند، ولی پيمانشان را شكسته بودند، اين آيه مى ‏فرمايد: اين اعلان بيزاري است از طرف خدا و رسولش به مشركاني، كه با ايشان پيمان بسته ايد. يعنی پيمان هاتان لغو گرديد.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر