معنای آیه
سوره توبه (برائت)
سوره ی توبه يا برائت در «مدينه» نازل شده و 129 آيه دارد. در اين سوره از مطالب مهمّي چون قطع رابطه با مشركان، منافقان و نشانه هاي آن ها، اهمّيّت جهاد در راه خدا، انحراف اهل كتاب از توحيد و انحراف دانشمندانشان از وظيفه ی رهبري، مطالبي پيرامون زكات، لزوم تحصيل علم، داستان هجرت پيامبر (ص)، حرام بودن جنگ در ماه هاي حرام، گرفتن جزيه از اهل كتاب و مطالبی دیگر بحث شده است.
از اين كه براى اين سوره در روايات، نامهاى «برائت» و «توبه» آمده است، مى فهميم، كه جزء سوره انفال نيست، بلكه سورهاى مستقلّ است.
و از اين كه سوره، به دليل محتواى قهرآميزش بدون «بِسْمِ اللهِ» است، مى فهميم «بِسْمِ اللهِ» در هر سوره، متعلّق به همان سوره است.
امام علي (ع) فرمود: چون بِسمِ اللهِ براي امان و رحمت است و سوره برائت براي برداشتن امان و اعلان جنگ است «بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ» در ابتداي اين سوره نازل نشده است. (مجمع)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: سوره برائت و توحيد با هفتاد هزار صف از ملائكه بر من نازل گرديد و هر كدام اهمّيّت اين دو سوره را توصيه مي كردند. (مجمع)
امام صادق(ع) فرمود: «مَن قَرَأَ بَرائَةَ وَالاَنفالَ فى كُلِّ شَهرٍ لَم يَدخُلَهُ نِفاقٌ اَبَداً وَ كانَ مِن شِيعَةِ اَميرِالمُؤمِنينَ حَقًّا: كسي كه سوره ی برائت و انفال را هر ماه بخواند، روح نفاق در او داخل نمي شود و از پيروان راستین امیرالمؤمنین علي (ع) خواهد بود. (تفسیر نمونه)
ابلاغ سوره برائت به مشركين توسّط علي (ع): به نقل تفسير برهان، بلاذرى، ترمذى، واقدى، شعبى، سدى، ثعلبى، واحدى، قرطبى، قشيرى، سمعانى، احمد بن حنبل، ابن بطه، محمّد بن اسحاق، ابويعلى الموصلى، اعمش و سمّاك بن حرب در كتاب هاى خود از: عروة بن زبير، ابوهريره، انس، ابى رافع، زيد بن نفيع، ابن عمر و ابن عبّاس بعد از آن كه آيات: «بَراءَةٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ» تا نه آيه نازل شد، رسول خدا (ص) ابوبكر را به سوى مكّه گسيل داشت تا آن آيات را بر مردم بخواند، جبرئيل نازل شد و گفت: غير از تو و يا مردى از تو اين آيات را نبايد برساند، لذا رسول خدا (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: ناقه غضباى مرا سوار شو و خود را به ابوبكر برسان و آيات برائت را از او بگير.
ابن عبّاس گويد: وقتى ابوبكر به نزد رسول خدا (ع) بازگشت با نهايت اضطراب پرسيد: يا رسول الله! تو خودت مرا در باره اين امرى كه همه افتخار مأموريت آن داشتند نامزد فرمودى؛ پس چطور وقتى براى انجامش روانه شدم مرا برگرداندى؟ حضرت فرمود: امين وحى خدا بر من نازل شد و از ناحيه خدا اين پيغام را آورد، كه «هيچ پيامى را از ناحيه تو جز خودت و يا مردى از خودت نبايد برساند» و على از من است و از من نبايد برساند جز على.»
از اين روايت و روايات ديگر در اين زمينه معلوم مىشود: فرستادن على (ع) براى بردن آيات برائت و عزل ابوبكر به خاطر امر خدا بوده و جبرئيل نازل شده و گفته است: «اِنَّهُ لايُؤَدّى عَنكَ اِلّا اَنتَ اَو رَجُلٌ مِنكَ» و اين ظهور دارد، كه هر چه را كه رساندنش وظيفه رسول الله (ع) است جايز نيست جز خود آن حضرت و يا مردى از خاندانش آن را برساند.
از انتخاب علي (ع) توسّط پيامبر از طرف خدا براي اين كار هم معلوم مي شود، كه آن حضرت آگاه ترين و مدبّرترين و شجاع ترين فرد براي خلافت است
بعضی چون ابن کثير وحى بودن كلام خداى تعالىٰ را كه جبرئيل براى رسول خدا (ص) آورد و گفت: «لايُؤَدِّى عَنكَ اِلّا اَنتَ اَو رَجُلٌ مِنكَ» مسكوت گذاشته و آن را از باب يكى از سنن جارى عرب دانسته و گفته اند: «در عرب رسم بوده، كه هيچ عهدى نقض نشود مگر به وسيله شخص معاهد و يا مردى از خانواده اش». اگر اين رسم در عرب بوده چرا در هيچ يك از تواريخ ايّام عرب و جنگ هاى آنان اثرى از آن ديده نمى شود و جز ابن كثير كه در بحث برائت آن را به علما نسبت داده كسى اسمى از آن نبرده است؟ اصولاً اگر اين معنا سنّت عرب بوده چه ربطى به اسلام دارد و چه ارزشى داشته كه اسلام آن را صحّه بگذارد، با اين كه اسلام و رسول خدا (ص) هر روز يكى از سنن جاهليّت را نقض مى نمود.
و اگر اين حادثه يك سنّت بوده لابد بايد بگوئيم رسول خدا (ص) از آن غفلت داشته و بعد از آن كه ابوبكر مقدارى از راه را طى كرد به ياد اين سنّت افتاده و يا يكى از اصحابش به او يادآورى كرد. و حال آن كه آن حضرت مَثَل اعلا در رعايت حزم و احتياط و حُسن تدبير بود و به فرضى كه آن حضرت فراموش كرد چرا يارانش يادآوريش نكردند؟
در محيط دعوت اسلام گروههاى مختلفى بودند. گروهى از آنان هيچ پيمانى با پيامبر (ص) نداشتند، گروههاى ديگرى با رسول خدا (ص) پيمان بسته بودند. اين پيمان ها بعضى مدّت معيّن داشتند و بعضى مدّتى نداشت. بعضى از طوائف هم با پيامبر (ص) پيمان بسته بودند، ولی پيمانشان را شكسته بودند، اين آيه مى فرمايد: اين اعلان بيزاري است از طرف خدا و رسولش به مشركاني، كه با ايشان پيمان بسته ايد. يعنی پيمان هاتان لغو گرديد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر