سوره انفال

سوره انفال - آیه 70 - جزء 10


يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الْأَسْرَىٰ إِن يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره انفال 70
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره انفال 70
محمود خلیل الحصری سوره انفال 70
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 186 1
محمد صدیق منشاوی 186 2

معنای آیه

ای پیامبر، به کسانی که در دست شما اسیرند بگو: «اگر خدا در دلهای شما خیری سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا می‌کند و بر شما می‌بخشاید و خدا آمرزنده مهربان است.»


تفسیر قرآن


از آنجا كه هدف از جهاد اسلامي هدايت افراد است، در اين آيه خداوند به پيامبرش در باره تعليم و تربيت اسيران جنگی فرمان می دهد برای اين که با حقايق اسلام آشنا شوند با رأفت و رحمت اسلامی با آن ها گفت و گو کن و خيرخواهی خدا را به ايشان برسان و مي فرمايد: «به اسيراني كه در دست داريد بگو: اگر خدا در دل هایتان خيري بداند و اسلام بپذيريد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده عطايتان مي كند و بر شما مي بخشد؛ خداوند آمرزگار و مهربان است.

در جنگ بدر،‌ عبّاس عموي پيامبر (ص) و عقيل برادر علي (ع) و «نوفل بن حارث» پسرعموي پيامبر (ص) هم اسير شدند‌ و آن حضرت با گرفتن فديه آزادشان كرد،‌ آنان هم مسلمان شدند و پيامبر (ص) هم پول فديه شان را به آن ها برگرداند. (نورالثّقلين)

مهاجر و انصار خيلى سعى داشتند در اين كه اسير بيشترى به چنگ آورند، جز على بن ابى طالب (ع) كه در اين جنگ بسيارى را كشت و هيچ اسير نگرفت. (المیزان)

امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) در روز بدر نهى كرد از اين كه ابوالبخترى و احدى از بنى هاشم را بقتل برسانند و چون گروهی اسير شدند، رسول خدا (ص) على (ع) را فرستاد كه ببيند در ميان اسرا چه كسانى از بنى هاشم هستند.

على (ع) هم چنان كه اسرا را مى‏ ديد به عقيل برخورد و از روى قصد راه خود را كج كرد. عقيل صدا زد: آى پسر مادرم على، تو مرا در اين حال ديدى و روى گرداندى؟ على (ع) نزد رسول خدا (ص) برگشت و عرض كرد: ابوالفضل را در دست فلانى و عقيل را در دست فلانى و نوفل بن حارث را در دست فلانى اسير ديدم. حضرت برخاست و نزد عقيل آمد و فرمود: اى ابايزيد ابوجهل كشته شد. عقيل گفت: بنا بر اين ديگر در استان مكّه منازعى نداريد. (المیزان)

چون عبّاس را نزد پيامبر (ص) آوردند، به او فرمود: بايد براي خود و دو برادرزاده ات فديه بدهي. عبّاس گفت: آيا رضا مي دهي به اين كه براي تهيّه اين پول دست گدايي به سوي قريش دراز كنم؟ فرمود: «از آن پولي كه نزد امّ الفضل گذاشتي و به او گفتي اگر پيش آمدي برايم كرد، اين پول را خرج خودت و بچّه هايت كن، فديه ات را بده». عبّاس گفت: «برادرزاده، چه كسي اين خبر را به تو داده؟» فرمود:‌ جبرئيل. عبّاس گفت: «شهادت مي دهم كه تو رسول خدايي؛ چون جز من و او كسي از اين ماجرا باخبر نبوده است». (مجمع البيان)

امام صادق (ع) فرموده: آيه : «يا اَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِمَن في اَيديكُم مِنَ الاَسريٰ...‏» در حق عبّاس و عقيل و نوفل نازل شده، چه از هفتاد اسير بدر، تنها آن ها اسلام آوردند؛ پس آيه فرموده: اگرچه شما اي عبّاس و عقيل و نوفل براي فديه خود متاع دنيا داديد، امّا شما را با متاع دنيوي توفيق ايمان و ثواب آخرت كرامت خواهيم كرد. (تفسير لاهيجي)

امام سجّاد (ع) فرموده: چون مالي از بحرين به خدمت پيامبر (ص) رسيد؛ به عبّاس فرمود: پاره ‏اي از اين مال را جهت صرف معيشت خود بردار و چون مقداري از آن را برداشت، به او فرمود: اي عبّاس، اين مالي كه به تو دادم، از جمله ی چيزي است، كه حق تعاليٰ در اين آيه نازل فرموده: يُؤتِكُم خَيراً مِمّا اُخِذَ مِنكُم. (تفسير لاهيجي)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر