معنای آیه
آن گاه براي اخطار به يهود و خوشدل ساختن و تقويت قلب پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد: كفّار هرگز نپندارند، با پيمان شكني بر ما پيشي گرفته اند و از قلمرو قدرت و كيفر ما بيرون رفته اند؛ بلكه بايد بدانند، كه هرگز نمي توانند خدا را عاجز كنند.
«شهيد مطهّري» مي فرمايد: اگر كسي بگويد: «چطور كافران بر خدا سبقت نگرفتند؟ در حالي كه مردان حقّ پيش نرفتند، علي (ع) شكست خورد و پيش نرفت، امام حسين (ع) كشته شد پس پيش نرفت». ولي اين اشتباه است، اگر علي (ع) دنبال همان چيزي مي-رفت، كه معاويه رفت و معاويه به آن رسيد و علي (ع) نرسيد، اين سخن صحيح بود. ما فكر كرده ايم علي (ع) و معاويه « العياذ بالله » مثل هم اند، راهشان هم مثل هم بوده است؛ يعني علي (ع) مي خواست سياستش پيش برود به اين كه خليفه بشود و بر گرده ی مردم سوار شود، معاويه هم همين را مي خواست؛ منتها علي (ع) يك متد داشت و معاويه يك متد ديگر، معاويه با متد خودش به آن هدف رسيد، ولي علي (ع) با آن متدي كه داشت به آن هدف نرسيد، اين درست بود. هدف علي (ع) مبارزه با روش معاويه بود، علي (ع) شكست نخورد، پيروز شد؛ خودش كشته شد، ولي هدفش را نگهداري كرد و زنده نمود.
«در زمان قاجاريّه مرد فاضل و خوشنويسي در بين راه پولش تمام مي شود يا دزد مي زند، در تهران عهدنامه ی امام علي (ع) به مالك اشتر را به خطّ خوش مي نگارد و به صدر اعظم تقديم كند، تا وي هم انعامي به او دهد و به شهر خودش برود. و چون نوشته را به صدر اعظم مي دهد، پس از مدّتي كه وي هم با مردم بلند مي شود كه برود، صدر اعظم به وي مي گويد: تو بنشين.
و چون همه مي روند صدر اعظم نوكرهايش را هم بيرون مي فرستد، آن گاه با وي خلوت مي كند و به او مي گويد: چرا اين نامه را به من نوشتي؟ مي گويد: شما صدراعظم يك مملكت هستيد، اين هم دستورالعمل مولا اميرالمؤمنين (ع) است براي كساني مثل شما كه شيعه او هستيد، كه با مردم چنين رفتار كنيد. گفت: آيا خود علي (ع) كه اين ها را نوشت و به آن هم عمل مي كرد آيا موفّق شد و پيروز شد، كه حالا من بيايم بدان عمل كنم؟ بلكه از همين راهي كه دستور داد و عمل كرد ديديم تمام ملكش برباد رفت و معاويه كه عكس اين را رفتار مي كرد پيروز شد. آن شخص گفت: چرا اين حرف ها در ميان جمعيّت به من نزدي؟ گفت: اگر در ميان جمعيّت مي گفتم پدرم را در مي آوردند. گفت: بسيار خوب، چرا پيشخدمت هايت را هم بيرون كردي؟ گفت: اگر يكي از آن ها هم مي فهميد كه من چنين جسارتي به علي (ع) مي كنم پدرم در مي آورد.
گفت: پيروزي علي (ع) در همين است. چرا كسي براي معاويه ارزش و احترامي قائل نيست؟ علي (ع) هم بشري بود مثل من و تو، اين احترام را از كجا پيدا كرد، كه تو اگر به همين نوكرهايت بگويي آدم هاي بي گناهي را گردن مي زنند؛ ولي اسم علي (ع) را جرأت نمي كني با بي احترامي جلو آن ها ببري؟ آيا جز اين است، كه علي (ع) را اين ها با همين صفات شناخته اند، كه علي (ع) مجسّمه ی راستي و درستي، مجسّمه ی وفاي به عهد و تجسّم همين دستورالعملي است، كه خودش داده است... تو می پنداری اين اجتماع را با همان سياست خودت حفظ كرده اي؟ اگر مردم دزدي نمي كنند، به خاطر تو دزدي نمي كنند؟! صدي نود مردمي كه دزدي نمي كنند، به خاطر علي (ع) و دستورهاي علي (ع) و امثال علي (ع) است. صدي نود مردمي كه فحشاء نمي كنند، به ناموس تو خيانت نمي كنند، به خاطر همان علي (ع) و دستورهای علی (ع) است، تو خیال كرده اي علي شكست خورد؟ (آشنايي با قرآن 3/158)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر