معنای آیه
بعد از بحث در مورد غنائم در اوّل سوره، در اين آيه مسأله را به همه در آمدها تعميم داده، مى فرمايد: «و بدانيد، هر غنيمتي به شما رسد، يك پنجمش از آنِ خدا و پيامبر و خويشاوندان (امامان اهل بيت (ع)) و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان (امامان اهل بيت (ع)) مي باشد؛ آن را به اهلش برگردانيد، اگر به خدا و به آنچه كه بر بنده اش محمّد (ص) در جنگ بدر نازل كرده، ايمان داريد و خدا بر هر کار توانست.
بنا بر لغت، غنيمت شامل هر منفعت و درآمدي چون معادن، غوّاصي، تجارت و... مي شود و اگر غنيمت مخصوص غنايم جنگي بود، درست نبود، كه قرآن كريم بفرمايد: «فَعِندَ اللهِ مَغانِمٌ كَثيرَةٌ: غنيمت هاي بسيار نزد خداست». (نساء 4/94)
در اسلام خمس اهمّيّت ويژه اى دارد، از جمله اين كه مال خمس نداده حلال نيست و تصرّف در آن جايز نيست و نماز با لباس خمس نداده اشکال دارد.
حتّیٰ مفسّرين اهل تسنّن که بنابر فتوای فقهاشان غنيمت را مختص غنايم می دانند، معترفند در اين آيه غنايم عامّ است و قيدی ندارد، بلکه شامل همه درآمدها می شود.
فقها خمس را در هفت چيز واجب مى دانند: 1 ـ سود و منفعت كسب و درآمد ساليانه. 2 ـ گنج. 3 ـ معادن. 4 ـ گوهرهايى كه از غوّاصى به دست مى آيد. 5 ـ مال حلال مخلوط به حرام. 6 ـ زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان بخرد. 7 ـ غنيمت جنگى.
طبق اين آيه، خمس به شش سهم تقسيم مي شود: سهمي براي خدا، سهمي براي رسول خدا (ص)، سهمي براي ذي القربيٰ، سهمي براي يتيمان، سهمي براي مسكينان و سهمي براي درماندگان در سفر. آن گاه سهم خدا و رسول خدا (ص) را به وراثت جانشين او مي دهند؛ پس زمامداري كه جانشين پيامبر است سه سهم مي برد، دو سهم از خدا و رسولش و يك سهم از خودش؛ پس به اين حساب نصف تمامي خمس به او مي رسد، و دو نصف ديگر آن طبق كتاب و سنّت در ميانه ی اهل بيت او (ع) سهمي به يتيمان ايشان و سهمي به مسكينان ايشان و سهمي به سادات درمانده در سفر داده مي شود، آن قدر كه كفاف مخارج يك سال ايشان بكند، و اگر چيزي باقي ماند، آن چيز به والي داده مي شود، و اگر به همه ی آنان نرسيد و يا اگر رسيد كفاف مخارج يك سال ايشان را نكرد، والي بايد از خودش بدهد، تا همه براي يك سال بي نياز شوند.
و اگر خداوند خمس را مخصوص اهل بيت رسول خدا (ص) كرد و به مسكينان و درماندگان در سفر از غير سادات نداد، براي اين بود، كه عوض خمس به آنان صدقات را داد؛ چون خداوند مي خواست آل محمّد (ع) به خاطر قرابتي، كه با آن حضرت دارند، منزّه و محترم باشند و به چرك (زكات) مردم محتاج نباشند؛ لذا خمس را تا حدّي كه رفع نيازشان را بكند براي آنان قرار داد، تا به ذلّت و مسكنت نيفتند؛ و امّا صدقه دادن خود سادات به يكديگر عيبي ندارد. و اين كساني كه خداوند خمس را برايشان قرار داده، خويشان رسول خدا (ص) و همان هايند، كه در آيه: «وَ اَنذِر عَشيرَتكَ الاَقرَبينَ» از آنان ياد كرده و ايشان فرزندان عبدالمطّلب از ذكور و اناث مي باشند، نه هيچ يك از خاندان هاي قريش. و همچنين موالي ايشان نيز در اين خمس سهمي ندارند. و كسي كه مادرش از بني هاشم و پدرش از ساير دودمان هاي قريش باشد، زكات و ساير صدقات بر او حلال است و از خمس چيزي به او نمي رسد، براي اين كه خداي تعاليٰ مي فرمايد: «اُدعُوهُم لِآبائِهِم: ايشان را به نام پدرانشان بخوانيد. (الميزان)
بنا بر روایات اهل بیت (ع) منظور از ذى القربىٰ امامان اهل بيت (ع) هستند (نورالثّقلين)؛ زیرا آن ها جانشينان پيامبر و رهبران حكومت اسلامى بوده و هستند. یعنی سهم خدا و سهم پيامبر و سهم ذى القربى هر سه سهم متعلّق به رهبر حكومت اسلامى است و او زندگى ساده خود را از آن اداره مى كند و بقيّه را در نيازهاى جامعه و مردم مصرف می کند.
از طرفی با توجّه به آن كه زكات بر نيازمندان بنى هاشم حرام است، بايد احتياجات آن ها از طريق خمس تأمين گردد.
امام صادق (ع) فرموده: خدا با تحريم زكات بر ما، خمس برای ما قرار داد. (مجمع)
در درّ منثور است، که على (ع) فرمود: خداوند صدقه را بر رسول خود حرام كرد و در عوض آنچه حرام كرد، سهمى از خمس را برايش قرار داد و همچنين در ميان همه مسلمين صدقه را تنها بر اهل بيت پيغمبرش حرام كرده و در عوض آنچه حرام كرده سهمى با رسول خدا (ص) برايشان تعيين نمود.
و نيز در درّ منثور است، که ابن ابى حاتم از ابن عبّاس (رضى الله عنهما) روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ص) فرمود: من آب چركين دست مردم را براى شما (اهل بيت) نپسنديدم، چون يك پنجم خمس شما را بى نياز مى كند و براى شما بس است.
و نيز در درّ منثور است: ابن ابى شيبه از جبير بن مطعم روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ص) سهم ذى القربىٰ را ميان بنى هاشم و بنى عبدالمطلب تقسيم كرد، آن گاه گفت: من و عثمان بن عفان به راه افتاده و شرفياب حضورش شديم و عرض كرديم: يا رسول الله، اين ها برادران تو هستند از بنى هاشم، فضل آن ها به جهت موقعيّتى كه خداوند از ميان آنان به تو داده قابل انكار نيست، آيا به برادران ما از بنى مطلب مى دهى و به ما نمى دهى، با اين كه ما و ايشان از جهت خويشاوندى در يك رتبه هستيم؟ فرمود: آنان در جاهليّت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند.
و نيز در درّ منثور است، که ابن مردويه از زيد بن ارقم روايت كرده كه گفت: آل محمّد كه خمس به ايشان مى رسد عبارتند از: آل على، آل عبّاس، آل جعفر و آل عقيل.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر