معنای آیه
اين آيه مي فرمايد: وقتي كه مشركان در باره ی تو نيرنگ مي كردند، یا تو را به زندان افكنند يا بكشند يا تبعيد كنند؛ آن ها تدبير مي كردند و خدا هم تدبير مي كرد؛ و خدا بهترين تدبيركنندگان است.
چون رسول خدا (ص) به دعوت مردم مدينه، به مسلمين دستور فرمود: به مدينه هجرت كنند و به سرعت هم آن ها روانه مدينه گرديدند، اشراف قريش گفتند: اگر محمّد هم به مدينه رود، با كمك آنان براي ما خطرناك خواهد بود؛ پس چه بهتر، كه هم اكنون براي دفع او چاره اي انديشيم.
گفته اند: پيرمرد خوش ظاهري كه شايد شيطان يا انسان شيطان صفتي بوده و خود را نجدي معرّفي كرد با آن ها وارد جلسه گرديد. يكي از حاضران پيشنهاد كرد او را «حبس» كنيد تا در زندان جان دهد؛ پيرمرد نجدي گفت: بني هاشم مانع خواهند شد، كه يكي از آنان با گرسنگي جان دهد.
ديگري گفت: او را از مكّه بيرون كنيد، تا از دستش راحت شويد؛ پير نجدي گفت: محمّد هر جا رود مردم را دور خود جمع مي كند و به سراغ شما مي آيد.
«ابوجهل» گفت: بايد از هر قبيله اي جواني شجاع انتخاب كنيم، تا دسته جمعي او را بكشند، بني هاشم هم نمي توانند با چهل طايفه بجنگند، و اگر هم ديه بخواهند به جاي يك ديه ده ديه به آن ها مي-دهيم. پير نجدي گفت: به خدا رأي درست همين است و اين پيشنهاد به اتّفاق پذيرفته شد.
جبرئيل فرود آمد و بعد از عرض جريان به خدمت پيامبر (ص) دستور داد همان شب از خانه اش بيرون رود. پيامبر (ص) هم بعد از آن كه به علي (ع) سفارش نمود در بستر او بخوابد، تا كساني كه از درز در يا روي ديوار درون خانه را مي نگرند، خيال كنند اين خود پيامبر است، كه در بسترش آرميده است، به سوي غار ثور حركت كرد.
چون قريش خواستند به درون خانه بريزند، ابولهب مانع شد و گفت: در خانه زن و بچّه هست و ما ايمن نيستيم از اين كه دست خيانتكاري به آن ها برسد، لذا بايد خانه را تا صبح زير نظر بگيريم. چون صبح شد و به خانه ريختند، ديدند اين علي (ع) است، كه در بستر پيامبر آرميده، گفتند: محمّد كجاست؟ فرمود: مگر او را به من سپرده ايد؟ قريش با ناسزاگويي به ابولهب گفتند: اين نقشه ی تو بود، كه ما را فريب دادي.
آن گاه صد شتر براي يافتن زنده يا مرده ی پيامبر (ع) جايزه گذاشتند و جوان هاي قريش تمام خانه هاي مكّه و کوه ها و بيابان ها تا نزديك مدينه را براي يافتن آن حضرت زير پا گذاشتند. سراقة بن مالك ردّ پاي پيامبر (ص) را تا دم در غار تعقيب كرد؛ عنكبوت به دستور خدا بر دهانه ی غار تار تنيد و چون مشركين به در غار رسيدند و آن را پر از تار ديدند گفتند: اگر كسي وارد غار مي شد، اين تارها پاره مي شدند و بدون وارد شدن غار برگشتند. و بدين ترتيب، خدا نقشه هاي قريش را نقش برآب كرد و پيامبر (ص) پس از سه شب درنگ در غار با ابوبكر و راهنمايي به نام «اريقط» عازم مدينه گرديد. (درّمنثور ومجمع)
خيرالماکرين بودن خدا از آن روست، که هم از نظر قوّت و قدرت برتر است و هم مکرش بر اساس حق و صدق و عدل و احسان است.
از آن رو، کسی نمی تواند با خدا در افتد، که همه چيز حتّیٰ اعضا و جوارحش با خدا و سپاه خدای تعالی اند: وَللّهِ جُنودُ السَّماواتِ وَالارض. کسانی که بخواهند با زير پا گذاشتن احکام الاهی با خدا درافتد، خدا با دست خودشان گرفتارشان می کند.
امام علی (ع) فرمود : «وَ جوارِحِکُم جُنودِهِ». (نهج البلاغه، خطبه 199)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر