معنای آیه
به نقل مجمع البيان گروهي از مشركين نزد پيامبر (ص) آمده و گفتند: اگر جدّمان «قصيّ بن كلاب» را زنده كني و گواهي به نبوّت تو دهد، ما به تو ايمان مي آوريم. اين آيه نازل شد و فرمود: اگر خداوند مي دانست مشركين آماده پذيرش حق اند و خيري در آن ها سراغ داشت، به هر صورت كه بود حرف حق را به گوش آن ها مي رسانيد؛ ولي آن ها دروغ مي گويند و براي شانه خالي كردن از پذيرش حقّ و ايمان بدان، بهانه گيري مي كنند. بنابراين، اگر خداوند خواسته آن ها را هم بپذيرد و جدّشان قصيّ بن كلاب را زنده كند و گواهي او را بشنوند، باز از پذيرش حقّ خودداري مي كنند و مسلمان نخواهند شد.
شرّ محض نبودن کافر و منافق: اگر در جهان کافر و منافق نبود، جهاد نيز فضيلتی الاهی نبود؛ زيرا مؤمنين که با کفّار و منافقين پيکار می کنند و بعضی هم به شهادت می رسند و به درجه انبيا و اوليا نائل می شوند، از برکت وجود کافر و منافق است؛ پس در مجموع نظام هستی وجود کافر و منافق لازم است؛ چنان که وجود مرض لازم است؛ ولی چنان که همه موظّف اند، که با رعايت بهداشت بيمار نشوند، همگان هم مأمورند با انجام تکاليف دينی مؤمن باشند و به کفر و نفاق نگروند.
اين آيه بالصّراحه بطلان مكتب جبر را بيان می دارد؛ زيرا فرموده: «سرچشمه همه بدی ها خود انسان است و خدا هم بر طبق شايستگی های مردم با آن ها رفتار می كند.»
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر