سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 180 - جزء 9


‏ وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 180
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 180
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 180
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 174 1
محمد صدیق منشاوی 174 2

معنای آیه

و نامهای نیکو به خدا اختصاص دارد، پس او را با آنها بخوانید، و کسانی را که در مورد نامهای او به کژی می‌گرایند رها کنید. زودا که به [سزای‌] آنچه انجام می‌دادند کیفر خواهند یافت.


تفسیر قرآن


آن گاه برای قرار نگرفتن در صف دوزخيان، می فرمايد: «زيباترين نام ها از آنِ خداست؛ پس او را بدان ها بخوانيد و كساني را كه در نام هاي او كژانديشي كنند، وا نهيد، كه به زودي به سزاي اعمالشان خواهند رسيد.»

«اسماء حسنيٰ» صفات مختلف پروردگارند. خواندن خدا به اسماء حسنیٰ مراتبی دارد که نازل ترين آن ها «ذکر زبانی» است و عالی ترين مرحله آن تخلّق به اخلاق الاهی است؛ يعني اين صفات را در خودمان به قدر امكان پياده كنيم و متّصف به اوصاف خدا و متخّلق به اخلاق او گرديم و در نتيجه از صف دوزخيان خارج گرديم.

حصر در «لِلّهِ الاَسماءُ الحسنیٰ» معلوم می دارد اِسناد خالق، رازق، حافظ، عزيز، قوی و... به غير اسنادی مجازی است و در واقع ديگران مظهر اين اسماء الاهی اند.

«الله» محور تمام اسماء الاهي است. طبق جمله : «لِلّهِ الاَسماءِ الحُسنيٰ» نهادن بعضي از نام هاي خدا همچون الله و رازق و محيي و مميت بر غير خدا ممنوع است.

ناگفته نماند از ميان اسماء الاهی دو اسم «الله» و «رحمان» جايگاه ويژه ای دارند؛ از اين رو، اسماء ديگر وصف اين دو اسم واقع می شوند؛ ولی آن ها صفت هيچ اسم ديگری واقع نمی شوند؛ هرجند «رحمان» می تواند وصف برای «الله» باشد.

مسأله مهم تخلّق به بعضی از صفات و اوصاف حق تعالیٰ است وگرنه شخص آلوده ای با دانستن يك كلمه مستجاب الدّعوه نخواهد شد. چنان که «بلعم» با ایمان و خودسازى و پرهيزگارى به مرحله ‏اى از تكامل معنوى رسيده بود كه دعايش نزد خدا رد نمى‏ شد؛ ولى به خاطر هواپرستى و قرار گرفتن در خدمت فرعونیان از آن مرحله سقوط كرد.

پيامبران و ائمّه معصومین (ع) حقیقت اسم اعظم خدا را در خود پياده كرده بودند و در پرتو اين حالت به چنان مقام والايى رسیده بودند.

بعضى گفته‏ اند: اسم اعظم يكى از نام ‏هاى الاهى است كه بر ما پوشيده است. بعضى گويند: اسم اعظم لفظ و نام نيست، بلكه كمال و صفتى از خداوند است كه هر كس بتواند پرتوى از آن را در وجود خويش پديد آورد، قدرت روحى او به حدّى مى ‏رسد كه مى ‏تواند در طبيعت تصرّف كند، وگرنه چنان نيست كه فردى، با فرا گرفتن لفظ و گفتن كلمه ‏اى بتواند «مستجاب الدّعوه» شود و مثلا در جهان اثر بگذارد. (تفسير نمونه)

امام رضا (ع) فرمود: «انّ الخالق لايوصف الّا بماوصف به نفسه» آفريدگار، جز به آنچه خود توصيف كرده، وصف نمى ‏شود. يعنى نمى ‏توان از پيش خود بر خدا نام نهاد. (تفسير فرقان)

در حضور امام صادق (ع) بيماری که از شدّت درد آه می کشيد، فرمود: «آه» يکی از اسماء الاهی است؛ پس کسی که آه می کشد، به خدا استغاثه می کند. (توحيد صدوق، ص 219)

طبق جمله : «يُلحِدونَ في اَسمائِه»‌ نام ديگران را نبايد بر خدا نهاد. همانند مسيحيان، كه عيسیٰ (ع) را خدا خواندند و يا بت پرستان نام های خدا را بر بت ها نهادند.

کسی که با فهميدن اسماء الاهی و عملی کردن و تخلّق به آن ها به مقام مظهريّت اسماءالله راه يابد و مظهر اسمی از اسماء الاهی شود، مسيحادم می شود و به اذن الاهی کار خدايي می کند، مرده را زنده می کند و طیّ الارض می نمايد.

«علّامه طباطبائی» می فرماید: در قرآن هيچ دليلى بر توقيفى بودن اسماء خداى تعالىٰ وجود ندارد، بلكه دليل بر عدم آن هست. (المیزان)

امام صادق (ع) فرمود: «نَحنُ وَاللهِ الاَسماءِ الحُسنيٰ: به خدا سوگند، اسماى حسنىٰ ماييم. (نورالثقلين) يعنى صفات الاهى در ما منعكس شده است و ما راه شناخت واقعى خداييم.

امام رضا (ع) فرمود: «نَحنُ وَاللهِ الاَسماءِ الحُسنيٰ الَّذى لايَقبَلُ اللهُ مِن اَحَدٍ عَمَلاً اِلّا بِمَعرِفَتِنا: ما اهل بيت اسماى حسناى خداييم، خدا عمل هيچ كسی را بدون معرفت ما نمی پذیرد. (تفسير اثنى‏ عشرى)

امام رضا (ع) فرمود: هرگاه به شما مشكلات رو آورد، به وسيله‏ ما از خدا كمك بخواهيد و سپس فرمود: «وَ لِلّهِ الاَسماءُ الحُسنىٰ فَادعوهُ بِها» (بحار، ج 91، ص 5)

گرچه همه‏ نام ‏ها و صفات الاهى بزرگ اند: «کُلُّ اَسمائِکَ کبیره» (دعای سحر) و خداوند همه كمالات را دارد كه قابل احصا و شماره نيستند؛ امّا در روايات، بر 99 اسم تكيه شده، كه در كتب اهل سنّت مانند صحيح مسلم، بخارى، ترمذى نيز آمده است». (تفاسير الميزان و نمونه)

رسول اكرم (ص) فرموده: اِنَّ لِلّهِ تَبارَكَ وَ تَعاليٰ تِسعَةٌ وَ تِسعينَ اِسماً؛ مَن اَحصاها دَخَلَ الجَنَّةَ:‌ خداوند نود و نه اسم دارد، هر كس آن ها را شماره كند، اهل بهشت است؛‌ و آن ها اين ها هستند: الله، الإله، الواحد، الأحد، الصّمد، الأوّل، الآخر، السّميع، البصير، القدير،‌القاهر، العليّ، الأعليٰ، الباقي، البديع، البارئ، الأكرم، الظّاهر، الباطن، الحيّ، الحكيم، العليم، الحليم، الحفيظ، الحقّ، الحسيب، الحميد، الحفيّ، الرّبّ، الرّحمان، الرّحيم، الذّارئ، الرّازق، الرّقيب، الرّؤوف، الرّائي، السّلام، المؤمن، المهيمن، العزيز، الجبّار، المتكبّر، السّيّد، السّبوح، الشّهيد، الصّادق، الصّانع، الطّاهر، العدل،‌ العفوّ، الغفور، الغنيّ، الغياث، الفاطر، الفرد، الفتّاح، الفالق، القديم، الملك، القدّوس،‌ القويّ، القريب، القيّوم، القابض، الباسط، قاضي الحاجات، المجيد، الموليٰ، المنّان، المحيط، النّور، الوهّاب، النّاصر، الواسع، الودود، الهادي، الوفيّ، الوكيل، الوارث، الباعث،‌ البرّ، الباعث، التّوّاب، الجليل، الجواد، الخبير، الخالق، خيرالنّاصرين، الدّيّان، الشّكور، العظيم، اللّطيف، الشّافي. (توحيد صدوق، باب اسماء الله تعاليٰ، حديث 8)

اميرالمؤمنين (ع) فرموده: اِنَّ لِلّهِ تَبارَكَ وَ تَعاليٰ تِسعَةٌ وَ تِسعينَ اِسماً؛ مَن دَعَا اللهُ بِهِ، اِستَجابَ لَهُ وَ مَن اَحصاها دَخَلَ الجَنَّةَ:‌ خدا 99 اسم دارد، هر كه او را به آن ها بخواند، دعايش مستجاب شود و هر كه آن ها را شماره كند، اهل بهشت است.» (توحيد صدوق، باب اسماء الله تعاليٰ، حديث 9)

در قرآن اسامى 145 نام خدا آمده و در دعای جوشن کبير 1001 اسم او آمده است.

در روايتي‌ «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» نسبت به اسم اعظم نزديك تر است از سفيدي چشم به سياهي آن. و در روايتي آمده: اسم اعظم در آية الكرسي و اوّل سوره ی آل عمران است و امام آن حروف را مي شناسد و هر وقت بخواهد آن را تركيب نموده و با آن دعا مي كند‌ و در نتيجه دعايش مستجاب مي شود. و نيز روايتي كه دارد آصف بن برخيا وزير سليمان با حروفي از اسم اعظم كه پيشش بود دعا مي كرد و توانست تخت بلقيس ملكه ی سبا را در مدّتي كمتر از چشم بر هم زدن نزد سليمان حاضر سازد.

و آن روايتي كه دارد اسم اعظم مركّب از هفتاد و سه حرف است و خداوند هفتاد و دو حرف از اين حروف را در ميانه ی انبيائش تقسيم نموده و يكي را به خود در علم غيب اختصاص داده است. و روايات ديگري كه إشعار دارند بر اين كه اسم اعظم مركّب لفظي است. (الميزان)

صفات خدا دو قسم اند: بى‏ نيازى او و نيازمندى ديگران به او.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر