سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 176 - جزء 9


‏ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 176
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 176
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 176
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 173 1
محمد صدیق منشاوی 173 2

معنای آیه

و اگر می‌خواستیم، قدر او را به وسیله آن [آیات‌] بالا می‌بردیم، اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هوای نَفْس خود پیروی کرد. از این رو داستانش چون داستان سگ است [که‌] اگر بر آن حمله‌ور شوی زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنی [باز هم‌] زبان از کام برآورد. این، مَثَل آن گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [برای آنان‌] حکایت کن، شاید که آنان بیندیشند.


تفسیر قرآن


و اگر مي خواستيم به وسيله آن آيات و علوم، مقام او را بالا مي برديم؛ ولي از آنجا كه نگه داشتن افراد بالاجبار در مسيري هيچ ارزشي ندارد، او را به حال خود رها كرديم. ما وی را هدايت می کرديم؛ ولی او به جای اين كه با استفاده از علوم و دانش خويش مقامات بالاتر را بپيمايد، بر اثر پيروی از هوا و هوس به زمين چسبيد يعنی لذّات زندگی مادّی را هدف خود قرار داد؛ و بدين ترتيب، به پستی گراييد و در نتيجه براى هميشه سقوط کرد؛

پس حكايت وي، حكايت سگ است، كه اگر به او حمله كني پارس مي كند و اگر هم او را به حال خود گذاري باز چنين است. اين مَثَل مخصوص شخص معيّنی نيست؛ بلکه حكايت مردمي است، كه آيات خدا را تكذيب مي كنند؛ بنابراين، آن را براي مردم بازگو كن؛ باشد، كه بينديشند و گمراه نشوند.

قرآن کريم از سويي عالمان را می ستايد: «اِنَّما يَخشَی الله مِن عِبادِهِ العُلماءُ» (فاطر 28). «شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لااِلهَ اِلّا هو وَالملائکَةُ وَ اولوا العِلم» (آل عمران 18) و از سوی ديگر مضرّات علم بی عمل اين گروه را گوشزد می کند، که آيات مورد بحث از شديدترين آيات در اين زمينه و هشداری به علمای دين است.

زيرا همان طوری که عالم مايه خير و برکت است، می تواند زمينه خطر نيز باشد. از آن رو، مسئوليّت عالم بيشتر است، که دانشمندان دينی وارثان پيامبران معرّفی شده اند: «اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الانبِياءُ» و بدين جهت اگر بلغزند، در دين مردم لرزش پديد می آيد؛ چون علمشان را از آن ها می گيرند.

امام رضا (ع) فرموده: بلعم باعورا با اسم اعظم دعا مي كرد و خدا دعايش را اجابت مي كرد؛ ولي به طرف فرعون ميل كرد و از درباريان او شد. و چون فرعون براي دستگيري موسيٰ و يارانش برآمد، عبورش به بلعم افتاد،‌ گفت:‌ از خدا بخواه موسيٰ و اصحابش را به دام ما اندازد. بلعم بر الاغش سوار شد، تا به جست و جوي موسيٰ برود. الاغش از راه رفتن امتناع كرد.

بلعم شروع به زدن آن حيوان كرد. خدا الاغ را به زبان آورد و گفت: واي بر تو، چرا مرا مي زني؟ آيا مي خواهي با تو بيايم، تا بر پيغمبر خدا و مردمي با ايمان نفرين كني؟ بلعم اين را كه شنيد، آن قدر آن حيوان را زد تا مرد‌ و همان دم اسم اعظم از يادش رفت و قرآن در باره اش فرموده: «فَانسَلَخَ مِنها؛ فَاَتبَعَهُ الشَّيطَانُ، فَكانَ مِنَ الغاوينَ...». (تفسير قمي)

ماجراى بَلعم ‏باعورا در تورات سِفر اعداد، باب 22 هم آمده است.

پيامبر اکرم (ص) فرمودند: كسى كه علم و معلوماتش زياد شود، امّا هدايت‏ يابى او بيشتر نشود، آن علم سبب دورى بيشتر او از خداوند است». (بحار، ج 2، ص 37 )

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر