سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 172 - جزء 9


‏ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 172
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 172
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 172
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 173 1
محمد صدیق منشاوی 173 2

معنای آیه

و هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: «چرا، گواهی دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.


تفسیر قرآن


بعد از بيان پيمان شكني يهود و كيفرشان، به پيمان گرفتن خداوند از بني آدم بر ربوبيّت پروردگار که «توحيد فطري» یعنی ايمان به خدا در اعماق روح آدمى اشاره كرده، خطاب به پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:‌ آن گاه كه پروردگار تو از بني آدم از پشت هايشان، نسل و ذرّيه آن ها را برگرفت و آن ها را بر خودشان گواه كرد و از آن ها پرسيد: آيا من پروردگار شما نيستم؟ آن ها همگي به زبان فطرت گفتند: آري! گواهي مي‏ دهيم. ما اين پيمان را از آن رو، از فرزندان آدم گرفتيم، كه در روز قيامت كسي نگويد:‌ ما از توحيد و شناخت خدا بي خبر بوديم.

در مورد اين پيمان فطری بعضی گفته اند: هنگامی که آدم آفريده شد، فرزندان او تا آخرين فرد بشر از پشت او يا از گِل او به صورت ذرّاتی درآمدند. خدا به آن ها که همه دارای عقل و شعور بودند، خطاب کرد: «اَلَستُ بِرَبِّکُم: آيا پروردگار شما نيستم؟ » همگی در پاسخ گفتند: آری، بر اين حقيقت گواهيم؛ سپس اين ذرّات به صلب يا گِل آدم بازگشتند.

بعضی ديگر گفته اند: مراد از عالم ذرّ، همان پيمان فطرت و تكوين مى ‏باشد. يعنی هنگام خروج فرزندان آدم از صلب پدران به رحم مادران، كه ذرّاتى به نام «نطفه» هستند، خداوند استعداد و آمادگی برای شناخت پروردگارشان، هم در نهاد و فطرتشان و هم در عقل و خردشان نهاده است؛ بنابراين، سؤال و جواب از آن ها هر دو به زبان آفرينش است.

امام صادق (ع) فرمود: «وَلَولا ذالکَ لَم يَدرِ اَحَدٌ خالِقِهِ وَرازِقِهِ: اگر اين معرفت شهودی نبود، هيچ کس خالق و رازقش را نمی شناخت: (تفسیر قمی)

ولی محقّقين بر اين که استشهاد از بنی آدم در عالم ذر که آدميان به صورت ذرّاتی در صلب پدرانشان بوده اند، اشکالاتی کرده اند، از جمله:

1 ـ خدای تعالیٰ فرموده است: «اِذ اَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنی آدم» نه «مِن آدم» و فرموده: «مِن ظُهورِهِم» نه «مِن ظَهرِهِ» و فرموده: «ذُرِّيَّتَهُم» نه «ذُرِّيَّتَهُ»؛ در حالی که تفسير اوّل از خود آدم يا گل آدم سخن می گويد.

2 ـ اين چه ميثاقی است، که هيچ کس آن را به ياد نمی آورد؟ و چگونه خدا در قيامت با اين ميثاق فراموش شده با آدميان احتجاج کند؟

3 ـ پذيرش عالم ذر مستلزم تناسخ است؛ زيرا مطابق اين تفسير بايد پذيرفت، که روح انسان قبل از تولّد فعلی او يک بار ديگر در جهان بوده و پس از دورانی کوتاه يا بلند به اين جهان بازگشته است، در حالی که تناسخ بی ترديد باطل است.

ولى بر تفسير دوم هيچ يك از اين ايرادها وارد نیست؛ زيرا پيمان مزبور يك پيمان فطرى بوده، كه هر كس آثار آن را در درون جانش مى ‏يابد و حتّىٰ طبق تحقيقات روانشناسان اخير «حس مذهبى» يكى از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انسانى است و همين حسّ است كه بشر را در طول تاريخ به سوى خداشناسى رهنمون بوده است.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر