سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 166 - جزء 9


فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 166
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 166
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 166
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 172 1
محمد صدیق منشاوی 172 2

معنای آیه

و چون از آنچه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند، به آنان گفتیم: «بوزینگانی رانده‌شده باشید.»


تفسیر قرآن


و در اين آيه مجازات مجرمان را چنين بيان می فرمايد: وقتي از ترك كاري (ماهيگيری) كه از آن نهي شده بودند سرپيچي كردند، به آن ها گفتيم بوزينگاني رانده شده گرديد.

امام على (ع) فرموده: قومى از اهل «ايله» از دودمان «ثمود» در روزهاى شنبه ماهى ‏هايى به امر خداى تعالى به سمتشان مى ‏آمدند تا بدين وسيله اطاعتشان آزمايش شود، ماهى ‏ها تا لب آب آمده و بلكه از دريا راه نهر را گرفته و تا درب منزل هاشان نزديك مى ‏شدند و ايشان با اين كه ممنوع بودند، ماهيان را گرفته و مى‏ خوردند و علماى ايشان از صيد آنها بازشان نمى ‏داشتند، شيطان هم برايشان كلاه شرعى درست كرد و به عده‏ اى از ايشان الهام كرد كه شما از خوردن آن ممنوع شده‏ ايد نه از صيدش، به همين جهت روز شنبه صيد مى‏ كردند و روزهاى ديگر آن صيد را مى ‏خوردند.

طايفه ديگرى از ايشان كه اصحاب يمين بودند به اعتراض برخاسته و گفتند: ما شما را از عقوبت خداوند تحذير مى ‏كنيم، زنهار كه مخالفت امر او مكنيد، طايفه سوّم از ايشان كه اصحاب شمال بودند سكوت كرده و از اندرز ايشان لب فرو بستند و تازه طايفه دوّم را ملامت كردند كه شما چرا گنهكاران را موعظه مى‏ كنيد، با اين كه مى ‏دانيد ايشان مردمى هستند كه خداوند به عذاب شديدى عذاب و يا هلاكشان خواهد كرد.

آن طايفه در جواب گفتند: براى اين كه در نزد پروردگارمان معذور باشيم و براى اين كه شايد گنهكارى از گناه دست بر دارد، خداى تعالى مى‏ فرمايد: «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ» يعنى بعد از آن كه آن مواعظ را نديده گرفته و هم چنان به گناه خود ادامه دادند طايفه دوّم به ايشان گفتند: از اين به بعد با شما زندگى نخواهيم كرد، حتّىٰ يك شب هم در شهر نمى‏ مانيم، اين شهرى است كه خدا در آن نافرمانى مى ‏شود و خوف اين هست كه بلايى بر شما نازل شود و ما را هم بگيرد.

على (ع) سپس اضافه كردند كه اين طايفه همان طور كه گفته بودند از ترس بلا از شهر بيرون رفته در نزديكى شهر فرود آمدند و شب را زير آسمان به سر بردند. صبح رفتند تا سرى به اهل معصيت بزنند، ديدند دروازه شهر بسته شده و هر چه در زدند صداى احدى را نشنيدند، ناگزير نردبانى گذاشته و از ديوار بالا رفتند و مردى از نفرات خود را به بالاى نقطه‏ اى كه مشرف به اهل شهر بود فرستادند تا خبرى بياورد، آن مرد وقتى نگاه كرد گروهى ميمون دم دار را ديد كه صدا به صداى هم داده بودند.

وقتى برگشت و آنچه ديده بود باز گفت، همگى دروازه ‏ها را شكسته و وارد شهر شدند، ميمون ها همشهريان و بستگان خود را شناختند و ليكن انسان ها افراد ميمون ها را از يكديگر تشخيص نداده و بستگان خود را نشناختند، وقتى چنين ديدند گفتند: شما را نهى كرديم و از عاقبت شوم گناه زنهار داديم.

سپس على (ع) اضافه كرد: به آن خدايى كه دانه ‏هاى گياه را در زير خاك مى ‏شكافد و خلايق را مى‏ آفريند من قوم و خويش همان ميمون‏ها را كه در اين امّت‏اند مى‏ شناسم، مردمى هستند كه از كار زشت نهى ننموده و در برابر آن اعمال غيرت نمى‏ كنند، بلكه معروفى را هم كه بدان مأمورند ترك مى ‏كنند و در نتيجه دچار تفرقه شدند، خداى تعالىٰ هم در حق ايشان فرموده: «فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ پس مردم ستمكار از رحمت خدا دور باشند» هم چنان كه در حق بنى اسرائيل فرموده: اَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ اَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ» (تفاسیر درّ منثور، عیاشی و قمی)

کسانی که علم و عملشان را در شيطنت، مکر و خيانت به کار می برند، به تدريج امکان اين صفات را که در آن ها به صورت قوّه بود، به فعليّت می رسانند؛ چنان که در آيه ديگر می فرمايد: «اُولئِکَ کَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلُّ» (اعراف 169) و برخی آيات بعضی انسان ها و جن ها را شيطان می دانند: «شَياطينَ الاِنسِ وَالجِنِّ.» (انعام 112)

چنان که شخصی گويد: در ايّام حجّی که همراه امام سجّاد (ع) بودم، گفتم: «مااَکثَرَ الحَجيج: چقدر حاجی زياد است؟». امام) (ع) فرمود: «مااَکثَرَ الضَجيج وَ اَقَلَّ الحَجيج: چقدر داد و فرياد زياد و حاجی کم است؟» عرض کردم: يعنی چه آقا؟ فرمود: می خواهی بدانی؟ عرض کردم: آری. حضرت دستی بر چشمم کشيد و لبی بر هم زد و فرمود: چه می بينی؟ عرض کردم: حيوانات مختلفی، که تعداد کمی آدم هم در ميان آن ها هستند؛ و چون وحشت کردم، امام (ع) دوباره دستی بر چشمم کشيد و به حال اوّل برگشتم». (بحار 26 /130)

گفتنی است، همان گونه که انسان امکان و قوّه شيطان شدن دارد، امکان و قوّه فرشته شدن هم دارد. کسانی که مانند فرشتگان علم و عملشان را در اطاعت خدا به کار گيرند: «لايَعصونَ اللهَ مااَمَرَهُم وَ يَفعَلونَ مايُؤمَرونَ» (تحريم 6) به تدريج امکان و قوّه فرشته شدن، که در آن ها هست، به فعليّت می رسانند و در آن حال از فرشتگان هم برتر می شوند؛ چون دارای شهوت و غضب اند، که فرشته فاقد است.

پيامبر (ص) فرمودند: «لاتَركَبوا مَا ارتَكَبَ اليَهودُ فَتَستَحِلّوا مَحارِمَ اللهِ بِاَدنَى الحِيَل: آنچه يهود مرتكب شدند كه با كوچك‏ترين حيله و توجيه، حرام ‏هاى خدا را حلال‏ مى ‏كردند، شما انجام ندهيد. (تفاسير فرقان و درّالمنثور)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر