معنای آیه
بعد از آن که در آیه قبل فرمود: «من به زودي رحمتم را براي كساني مي نويسم، كه تقوا پيشه كنند و زكات دهند و به آيات ما ايمان دارند»، در این آیه می افزاید: «آنان كه از اين رسول، که پيامبری است درس نخوانده پيروي مي كنند، كه وصفش را نزد خويش در تورات و انجیل مكتوب مي يابند.
پیامبری که آنان را به معروف امر می کند و از منکر باز می دارد و پاکی ها را بر آنان روا می شمارد و پلیدی ها را بر آنان حرام می سازد و بار سنگینشان را از دوششان بر می دارد و بند و زنجیری که داشتند می گشاید. آنان که به او ایمان آرند و گرامیش دارند و یاریش کنند و از نوری که با وی نازل شده (قرآن مجید) پیروی کنند، رستگارند.
این آيه اشعار دارد بر اين كه امور پنجگانه اى كه رسول خدا (ص) در اين آيه به آن ها وصف شده، همه از علائمى است كه از آن جناب در تورات و انجيل ذكر شده و از مختصّات آن حضرت و ملّت بيضاى اوست.
«امّي» هم به معني درس نخوانده است، هم به معني برخاسته از توده مردم و هم به معني اهل ام القريٰ مكّه؛ ولي درس نخوانده لزوماً دليل بر بي سواد بودن نيست؛ از اين رو، هرچند پيامبر اكرم (ص) نزد كسي درس نخوانده بود؛ ولي به تعليم الاهي قادر به خواندن و نوشتن بود. (تفسير برهان)؛ هرچند براي اين كه نگويند محتواي وحيش از طريق تعليم برايش حاصل شده، از تواناييش برای خواندن و نوشتن استفاده نمي كرد.
«نبي» كسي است، كه به او وحي مي شود، هر چند مأمور تبليغ آن نباشد؛ امّا «رسول» علاوه بر مقام نبوّت، مأمور به تبليغ آيينش و ايستادگي در اين راه است.
اين آيه مستقيماً در باره تکاليف سختی است که در اديان گذشته بوده اند؛ ولی غير مستقيم دين اسلام را شريعت سهل معرّفی می کند که تکاليف سخت ندارد.
معروف که پيامبر به آن امر می کند همه اعتقادات صحيح، ارزش های اخلاقی و حقوقی و اعمال نيک را فرا می گيرد. منکَر نيز که پيامبر از آن نهی می کند شامل همه اعتقادات باطل، رذايل اخلاقی و حقوقی و اعمال بد را فرا می گيرد.
امر به معروف و نهی از منکر با موعظه، نصيحت، تذکّر و تعليم فرق دارد. امر به معروف فرمان به کار خوب و نهی از منکر باز داشتن از کار بد است و اين دو در جايي واجب اند، که مکلّف آگاهانه ترک واجب يا ارتکاب حرام را قصد کند.
امر به معروف و نهی از منکر برای پيشگيری از گناه و دفع خلاف است و اجرای حدود و قصاص و تعزيرات که از مختصّات حاکم شرع و قاضی است و به عنوان کيفر مطرح است پس از وقوع جرم و گناه است.
آيه دلالت دارد بر اين كه امر به معروف، نهی از منكر، تحليل طيّبات و تحريم خبائث، مختصّ پيامبر اسلام (ص) و مسلمانان است که در اين آيه به آن امور وصف شده اند.
در تفسير اهل بيت (ع) آمده است، كه مراد از «وَاتَّبَعوا النّورَ الَّذي اُنزِلَ مَعَهُ اُولَئِكَ هُمُ المُفلِحونَ» يعني علي بن ابي طالب (ع). (تفسير ابوالفتوح)
در روايتي آمده: رسول خدا (ص) به اصحاب فرمود: ايمان كدام يك از خلايق حيرت انگيزتر است؟ گفتند: ملائكه. فرمود: ملائكه نزد خداوند هستند، دليل ندارد ايمان نداشته باشند؟ گفتند: انبيا (ع).
فرمود: انبيا هم چون مورد وحي خداوندند؛ ايمان آوردنشان خيلي مهمّ نيست. عرض كردند: ما. فرمود: شما هم با مثل من پيغمبري معاصريد، جهت ندارد، كه ايمان نياوريد؛ بلكه ايمان آن مردمي مهمّ و با ارزش است، كه بعد از شما مي آيند، با اين كه جز نوشته اي در اوراق چيزي نديده اند، به همان نوشته ايمان مي آورند.
اين است معناي آيه ی: وَاتَّبَعوا النّورَ الَّذي اُنزِلَ مَعَهُ اُولَئِكَ هُمُ المُفلِحونَ. (تفسير برهان)
بشارت ظهور پيامبر اسلام (ص) در كتب عهدين: در همين تورات و انجيل تحريف يافته، عبارات صريحي بر پيامبر اسلام (ص) منطبق است.
در تورات سفر تكوين باب 17 شماره 18 تا 20 آمده است: و ابراهيم به خدا گفت: كاش اسماعيل در حضور تو زيست كند... و در خصوص اسماعيل دعايت را اجابت نمودم. اينك او را بركت داده بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم، دوازده رئيس از وي پديد آيد و امّتي عظيم از وي به وجود آورم. (عهد جديد، انتشارات انجمن كتاب مقدّس، چاپ دوّم)
و در انجيل يوحنّا فصل 15 شماره 7 آمده: رفتن من براي شما بهتر است؛ زيرا اگر من نروم پشتيبانتان پيش شما نمي آيد؛ امّا اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد و وقتي او بيايد، جهان را در مورد گناه و عدالت و مكافات متقاعد مي سازد. (عهد جديد، انتشارات انجمن كتاب مقدّس، چاپ دوّم)
در انجيل يوحنّا فصل 16 شماره 13 آمده: وقتي او كه روح راستي است بيايد، شما را به تمام حقيقت رهبري خواهد كرد؛ زيرا از خود سخن نخواهد گفت، بلكه فقط در باره آنچه بشنود سخن مي گويد و شما را از امور آينده با خبر مي سازد.
و در انجيل يوحنّا فصل 15 شماره 26 آمده: وقتي پشتيبان شما از جانب پدر نزد شما فرستم، روح راستي كه از پدر صادر مي گردد، در باره من شهادت دهد. (عهد جديد، انتشارات انجمن كتاب مقدّس، چاپ دوّم)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر