معنای آیه
سپس با اشاره به ميقات موسيٰ مي فرمايد: با موسيٰ سي شب براي دادن فرمان ها با وي وعده گذاشتيم و با ده شب ديگر آن را كامل نموديم، تا مؤمنان آن ها از منافقانشان مشخّص شوند؛ پس ميقات موسيٰ با پروردگارش در چهل شب به سر آمد. موسيٰ هنگام مفارقت از بني اسرائيل به برادرش هارون گفت: در ميان قومم جانشينم باش و به اصلاح کوش و راه مفسدان در پيش مگير.
بنا بر اخبار اهل بیت اين چهل روز، از آغاز ذيقعده شروع و به دهم ذيحجه (عيد قربان) ختم گرديده است. (تفسیر نمونه)
از آن رو، حضرت موسی (ع) برادرش هارون را امر به اصلاح و اجتناب از پيروی روش اهل فساد می كند، با آن كه هارون (ع) هم خود پيغمبری مرسل و معصوم از معصيت بوده كه بنی اسرائيل به راهنمايی ها و اندرزهای خردمندانه هارون گوش دهند و در اصلاح و اداره امور مردم به آراء مفسدين ايشان گوش ندهد.
از «وَ لاتَتَّبِع سَبیلَ المُفسِدینَ» معلوم مى شود كه در ميان بنى اسرائيل مفسدانی بوده اند، كه همواره در صدد بودند زحمات موسیٰ و هارون را خنثىٰ نموده و در كارشان كارشكنى كنند.
«بداء» در مورد خدا، به معناى تغيير برنامه بر اساس تغيير شرايط است، البتّه تمام اين تغييرات را خدا از قبل مى داند، همان گونه كه گاهى پزشك از قبل مى داند پس از دو روز عمل به اين نسخه، وضع بيمار تغيير كرده و نياز به نسخه اى ديگر دارد.
مفسّران و روايات اهل بيت (ع) برآنند گرچه در متن واقع، بنای ملاقات موسیٰ با خدا چهل روز بوده، امّا خدا براى آزمودن بنى اسرائيل نخست موسى (ع) را براى يك مواعده سى روزه دعوت نمود، سپس ده روز ديگر بر آن افزود، تا منافقان بنى اسرائيل مشخّص شوند.
امام باقر (ع) فرمود: وفتی موسى (ع) به وعده گاه الاهى رفت با قوم خويش قرار گذاشته بود غيبت او سى روز بيشتر طول نكشد، اما هنگامى كه خداوند ده روز بر آن افزود، بنى اسرائيل گفتند: موسىٰ تخلف كرده است و به دنبال آن دست به كارهايى كه مى دانيم زدند. (نورالثّقلین)
از آن رو، موسی (ع) برادرش هارون (ع) را جانشين خود کرد که گرچه هارون هم خود نظير موسیٰ پيامبر بود؛ ولی موسیٰ رهبری و امامت بنی اسرائيل را هم داشت که هارون فاقد آن بود؛ و از اينجا معلوم می شود، كه مقام امامت برتر از مقام نبوّت است؛ به طوری که دو شخص ممکن است همزمان پيامبر باشند، ولی دو کس نمی توانند با هم امام باشند.
عدد چهل در فرهنگ اديان و روايات جايگاه خاصّى دارد، از جمله:
در زمان حضرت نوح (ع) براى عذاب كفّار، چهل روز باران باريد.
چهل سال قوم حضرت موسىٰ (ع) در بيابان سرگردان بودند.
رسول خدا (ص) در چهل سالگی به رسالت مبعوث شد.
انسان تا چهل سالگی زمينه كمال روحی و معنوى دارد، امّا بعداً دشوار مى شود.
چهل روز اخلاص در عمل، حكمت را از قلبش به زبانش جاری می کند.
چهل بار خواندن بعضى سوره ها و دعاها برای رفع مشكلات سفارش شده است.
چهل روز پذيرفته نشدن اعمال از جمله نماز، پيامد بعضی گناهان است.
چهل مؤمن اگر به خوبی مرده اى شهادت دهند، خدا او را مى آمرزد».
پيامبر اسلام (ص) چهل روز از خديجه (س) جدا شد و اعتكاف كرد تا غذاى آسمانى نازل شد و مقدّمه تولّد حضرت زهرا (س) فراهم گرديد.
بعضی كتابها نيز با محوريّت عدد چهل، مانند چهل حديث نوشته شده است.
چگونه مى توان پذيرفت موسىٰ (ع) براى غيبت موقّت خود جانشين تعيين كند؛ امّا خاتم پيامبران (ص) براى غيبت ابدى خود، جانشينى تعيين نكرده باشد؟!
حديث منزلت: چون رسول خدا (ص) در سال نهم هجري از کارواني بازرگاني که از شام بر مي گشت، خبر آماده شدن روميان براي يک حمله گسترده به مدينه را شنيد؛ با وجود گرمي هوا و فصل برداشت محصول، دستور بسيج عمومي داد و به زودي سي هزار نيرو براي مقابله با روم در بيرون مدينه گِرد آمد.
در اين موقع به پيامبر (ص) گزارش رسيد که منافقان برآنند که در غيابش کودتا کنند. از اين رو، آن حضرت به علي (ع) فرمود در مدينه باقي بمان و مراقب اوضاع و احوال باش. وقتي منافقان ديدند، با ماندن علي (ع) نمي توانند کاري بکنند، براي آن که آن حضرت هم با پيامبر(ص) برود، شايع کردند، روابط پيامبر (ص) با علي (ع) تيره شده، تا آنجا که او را در جهاد شرکت نداده است.
علي (ع) براي تکذيب گفتارشان خود را به پيامبر (ص) که در بيرون مدينه بود رساند و به او عرض کرد: «آيا مرا اينجا همراه زن ها و بچّه ها مي گذاري؟ پيامبر (ص) در حضور بزرگان صحابه به آن حضرت فرمود: اَما تَرضيٰ اَن تَکونَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسيٰ، اِلّا اَنَّهُ لانَبِيَّ بَعدي، اِنَّهُ لَايَنبَغي اَن اَذهَبَ اِلَّا وَ اَنتَ خَليفَتي: آيا راضي نيستي که نسبت به من بسان نسبت هارون به موسيٰ باشي؟ جز اين که بعد از من پيامبري نيست. شايسته نيست من بروم، جز اين که تو جانشينم باشي.
حديث منزلت که در منابع اهل تسنّن به طور متواتر آمده، دلالت قطعي بر جانشيني بلافصل علي (ع) از پيامبر اكرم (ص) دارد. سيّد هاشم بحريني در کتاب «غاية المرام» ص 109 از صد نفر از دانشمندان اهل سنّت اين حديث را نقل کرده ، از جمله: صحيح بخاري6 /3، صحيح مسلم 4/187 ، صحيح ترمذي 5/638، مسند احمد 1/317 سنن ابن ماجه 1/42، تاريخ الخلفا سيوطي، ص 65، خصائص نسائي 4/14، تفسير کبير 12/26 ، سيره ابن هشام 3/316، سيره حلبى 3 /151 طبع مصر
در هر دو باري هم که پيامبر (ص) بين مسلمانان برادري انداخت، به علي (ع) فرمود: «اَنتَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسيٰ اِلَّا اَنَّهُ لانَبِيَّ بَعدي. (طبقات ابن سعد 3/1(ع) )
مفاد اين حديث بر اثبات همه مناصب پيامبر (ص) جز نبوّت برای اميرمؤمنان (ع) است هم در زمان حيات پيامبر (ص) و هم پس از آن؛ زيرا حضرت (ص) نفرموده: «اِلّا اَنَّکَ لَستَ بِنَبیّ» تا در زمان حيات وی باشد؛ بلکه فرموده: «الّا انَّهُ لانَبِیَّ بعدی» يعنی تو از همه مناصب من برخوداری، جز اين که پس از من (تو يا ديگری) نبی نيست.
اصولاً دليل خلافت هارون برای موسیٰ تنها خلافت چهل روزه غيبت موسیٰ نيست؛ بلکه قرآن کريم تصريح فرموده حضرت موسیٰ (ع) در آغاز رسالتش برای موسی (ع) شراکت در مسئوليّتش را خواست: «اِجعَل لی وَزيراً من اَهلی، هارونَ اَخی، اُشدُد بِهِ اَزری، وَ اَشرِکهُ فی اَمری» (32 ـ 29) که پذيرفته شدند: «قالَ قَد اوتيتَ سُؤلَکَ يا موسیٰ» و خدا او را شريک در رسالت و نبوّت موسیٰ قرار داد.
امام علی (ع) هم می فرمايد: هنگام نزول وحی بر پيامبر (ص) من نزد او بودم و صدای ناله شيطان را شنيدم. پرسيدم: اين ناله چيست؟ فرمود: اين ناله شيطان است، که از اين که پرستش شود نااميد شده است. تو آنچه را من می شنوم می شنوی و آنچه را من می بينم می بينی، جز اين که تو وزير و ياور منی و بر خير هستی». (نهج البلاغه، خطبه 192)
حديث منزلت از صحابه بسیاری همچون سعد بن ابى وقاص، جابر بن عبدالله، ابوسعيد خدرى، اسماء بنت عميس، ابن عبّاس، امّ سلمه، عبد الله بن مسعود، انس بن مالك، زيد بن ارقم، معاويه و عمر بن خطاب از پيامبر ص نقل كرده اند. (تفسیر نمونه)
به نقل محبّ الدّين طبرى در ذخائر العقبىٰ مردى نزد معاويه آمد و سؤالى از او كرد، معاويه گفت: اين مسأله را از على بپرس، او بهتر مى داند، مرد گفت: اى امير مؤمنان، جواب تو در اين باره از جواب على نزد من خوشتر است. معاويه گفت: سخن بدى گفتى و سپس گفت پيامبر در حق على اين جمله را فرمود: «اَنتَ مِنِّى بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسىٰ اِلّا اَنَّهُ لانَبِىَّ بَعدى» سپس افزود هنگامى كه عمر مطلبى برايش مشكل مى شد از على مى پرسيد. (ذخائر العقبى صفحه 79، صواعق المحرقه ص 177)
ابوبكر بغدادى در «تاريخ بغداد» گوید: عمر بن خطاب مردى را ديد كه به على ناسزا مى گويد، عمر گفت: من گمان مى كنم تو مرد منافقى باشى!، چون از پيامبر شنيدم فرمود: «اَنتَ مِنِّى بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسىٰ اِلّا اَنَّهُ لانَبِىَّ بَعدى». (تفسیر نمونه)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر