سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 138 - جزء 9


وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَىٰ أَصْنَامٍ لَّهُمْ ۚ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَٰهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ ۚ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 138
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 138
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 138
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 167 1
محمد صدیق منشاوی 167 2

معنای آیه

و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم. تا به قومی رسیدند که بر [پرستش‌] بتهای خویش همت می‌گماشتند. گفتند: «ای موسی، همان گونه که برای آنان خدایانی است، برای ما [نیز] خدایی قرار ده.» گفت: «راستی شما نادانی می‌کنید.»


تفسیر قرآن


با عبور معجز آسای بنی اسرائيل از دريا به امر خدا، مبارزه موسیٰ و فرعون پايان يافت و داستان آن حضرت با جهّال بنی اسرائيل و افراد سركش و لجوج آغاز گرديد، گرفتارى ای که به درجات، سخت تر از درگيرى با فرعون و فرعونيان بود.

از آنجا که بنی اسرائيل سال ها در مصر با بت پرستان بودند، وقتی از دريا گذر داده شدند، در مسير راه قومى ديدند، كه بت‏هايی می پرستيدند. بنی اسرائيل با ديدن آن ها به موسی (ع) گفتند: چنان که اين ها خدايانی دارند، تو هم براي ما خدايی درست كن. موسی (ع) گفت: به راستی که شما مردمی نادانيد.

علّامه طباطبائی» گوید: یعنی چطور من براى شما غير از خدا معبودى مصنوع تهيه كنم و حال آن كه معبود مصنوع معبود نيست؛ چون سِمَتِ پروردگارى ندارد و پرستش غير پروردگار باطل است.

قومش گفتند: ما چطور خدايى را بپرستيم كه نه او را مى ‏بينيم و نه بدو راهى مى‏ يابيم. موسى (ع) فرمود: او را به صفاتى كه از او سراغ داريد بپرستيد و آن صفت اين است كه او شما را با آيات باهره و دين حقى كه براى شما فرستاده و همچنين با نجات دادن شما از چنگ فرعون و عمل او شما را بر عالميان برترى داده است. (المیزان)

ساحران كه عمری با سحر و جادو سر و کار داشتند، با ديدن يك معجزه چنان به خدا مؤمن شدند، كه تهديدهاى فرعون آنان را نلرزاند؛ ولى بنی اسرائيل با ديدن آن همه معجزات و پس از پيروزى بر فرعون، تازه از موسى (ع) تقاضاى بت كردند. از اين مطلب استفاده مى‏ شود منشأ بت‏پرستى و نشناختن خدا، جهل و نادانى است.

ابى واقد ليثى گفته: قبل از جنگ‏ حنين روزى در خدمت رسول خدا (ع) از شهر بيرون شده و به درخت سدرى رسيديم. من عرض كردم: يا رسول الله، چه مى ‏شود كه شما اين درخت را براى ما مسلمين «ذات انواط» قرار دهى تا ما نيز مانند مشركين ذات انواط داشته باشيم و اين ذات انواط درخت سدرى بوده كه كفّار شمشيرهاى خود را به آن آويخته و در پيرامون آن معتكف مى‏ شدند. رسول خدا (ص) در پاسخ من از در تعجّب و وحشت فرمود: «الله اكبر. اين همان پيشنهادى است كه بنى اسرائيل به موسى كرده و گفتند: «اِجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ» شما نيز سنّت امّت‏هاى گذشته را عملى مى‏ كنيد. (درّ منثور)

وقتى رأس الجالوت یهودی به امام على بن ابى طالب (ع) عرض كرد: شما مسلمانان بيش از سى سال از رحلت پيغمبرتان نگذشت كه به جان هم افتاده و بروى يكديگر شمشير كشيديد، حضرت در جوابش فرمود: ما در باره دستورات پيامبرمان اختلاف كرديم، نه در باره نبوّتش؛‌ ولي شما هنوز پايتان از آب دريا خشك نشده بود، كه به پيامبرتان گفتيد: براي ما خدايی قرار ده، چنان كه اين بت پرستان خدايانی دارند. (تفسير برهان)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر