سوره اعراف

سوره اعراف - آیه 54 - جزء 8


إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ۗ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره اعراف 54
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره اعراف 54
محمود خلیل الحصری سوره اعراف 54
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 157 1
محمد صدیق منشاوی 157 2

معنای آیه

در حقیقت، پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس بر عرش [جهانداری‌] استیلا یافت. روز را به شب -که شتابان آن را می طلبد- می‌پوشاند، و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‌اند [پدید آورد]. آگاه باش که [عالم‌] خلق و امر از آن اوست. فرخنده خدایی است پروردگار جهانیان.


تفسیر قرآن


بعد از بيان پی بردن مشركان در قيامت به اشتباه بزرگ خود در انتخاب معبود، معبود واقعى را با ذكر صفاتش معرّفى مى‏ كند، تا حقيقت‏ جويان قبل از فرارسيدن رستاخيز در همين جهان او را بشناسند و او را معبود خود قرار دهند؛ پس می فرمايد: پروردگار شما خداست، هموكه آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد. خداوند به وسيله ی شب همچون پوششي روشنايي روز را مي پوشاند و روز هم به سرعت شب را طلب مي كند، تا آن را بپوشاند.

و نيز خداوند آفتاب و ماه و ستارگان را آفريد، در حالي كه همه مسخّر امر اويند و بر طبق مشيّت و قوانيني كه براي آن ها وضع نموده، سير مي كنند. بنابراين، آفرينش و اداره ی امور همه ی جهان هستي تنها در دست خداوند است. پاينده است خدا، كه پروردگار عالميان است.‏»

نه فقط در عربي بلكه در همه زبان ها روز به معناي دوران هم به كار مي رود. چنان كه راغب در مفردات قرآن گويد: «يوم گاهي به مقدار زمان ميان طلوع و غروب آفتاب گفته مي شود و گاهي به مدّتي از زمان.»

در قرآن مجيد از رستاخيز به «يوم القيامه» تعبير شده و در گفت و گو گوييم:‌ يك روز بني اميّه خلافت را غصب كردند و يك روز بني عبّاس؛ در حالي كه دوران خلافت بنی امیّه به ده ها و بنی عبّاس به صدها سال مي رسد.

همچنین مى‏ گوئيم: كره زمين يك روز گداخته و سوزان بود و روز ديگر سرد شد و آثار حيات در آن آشكار گرديد؛ در حالى كه دوران گداختگى زمين به ميلياردها سال بالغ مى ‏شود.

و اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: «اَلدَّهرُ يَومانِ: يَومٌ لَكَ وَ يَومٌ عَلَيكَ:‌ دنيا دو روز است:‌ روزي به سود توست و روزي به زيان تو». (تحف العقول، ص 95)

و امام (ع) در تفسير اين آيه فرموده:‌ در شش روز يعني شش دوران. (قمي)

بد نامى حيات دو روزى نبود بيش آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت‏

روزی صرف بستن دل شد به اين وآن روز دگر به كندن دل زين وآن گذشت

معلولات خداوند دو قسم اند: مجرّد و مادّی و به عبارتی عالم خلق و عالم امر: «اَلا لَهُ الخَلقُ وَ لَهُ الاَمر». مجرّدات، که عاری از مادّه هستند و در شرع بدان ها فرشته گويند، به مجرّدی که خداوند اراده به وجود آمدنشان کند موجود می شوند: (اِنَّما اَمرُهُ اِذا اَرادَ شيئاً اَن يَقولَ لَهُ کُن فَيَکون» (يس 82)؛ ولی مادّيّات زمان مندند و تدريج لازمه ی ذاتشان است و نمی توانند عاری از زمان و تدريج باشند.

نکته درخور توجّه اين که ما انسان ها هم بايد از عجله بپرهيزيم و بدانيم هر کمالی به تدريج و با صبر و پشتکار برای ما حاصل می شود.

پيامبر اکرم (ص) فرمودند: «اَلتَّأنِّىُّ مِنَ الرَّحمانِ وَالعَجَلَةُ مِنَ الشَّيطانِ : آهستگی از رحمان است و شتاب از شيطان». (تفسير نور)

چنان كه خدا خورشيد و ماه و ستارگان را براى هدايت و استفاده‏ مخلوقات مسخّر آنان کرده، امامت و اهل بيت (ع) را نيز برای هدايت آنان قرار داده است.

و به نقل شيعه و سنّى پيامبر اکرم (ص) فرموده: «اَلنُّجومُ اَمانٌ لِاَهلِ الاَرضِ وَ اَهلِ بَيتى اَمانٌ لِاُمَّتى» (تفسير فرقان)

امام على (ع) فرمود: اگر خدا مى‏ خواست آسمان و زمين را كمتر از چشم به هم زدنی مى ‏آفريد، ولى ترتيب را مثالى براى امنايش و حجّتى بر خلقش قرارداد. (تفسير اثنى ‏عشرى)

مكر شيطان است تعجيل و شتاب خوى رحمن است صبر و احتساب‏

با تأنّى گشت موجود از خدا تا به شش روز اين زمين و چرخ‏ها

ورنه قادر بود كز كُن فَيكون صد زمين و چرخ آوردى برون‏

آدمى را اندك اندك آن همام تا چهل سالش كند مردى تمام‏

اين تأنّى از پى تعليم توست صبركن در كار، دير آى و درست‏

امروزه کشورها دارای وزرای متعدّدی هستند، که مسئوليّت هر بخش از امور مملکت به يکی سپرده شده و او هم در هر استان افرادی دارد و زمام هر قسمتی را يك نفر که روی يک صندلی (كرسی) می نشيند اداره می کند، هر چند تمامی شؤون كشور در دست شخص واحدی كه شاه يا رئيس جمهور است می باشد. و چون او تصميمی بگيرد، در کمترين زمان به همه ادارات يعنی كرسی‏ نشين هاي مملكت می رسد و آن ها آن را به اجرا در می آورند.

نظام تكوين هم نظير نظام اداری دنياست، يعنی هر يک از حوادث جزئی عالم منتهی به علل و اسباب جزئی است و آن اسباب منتهی و مستند به اسباب كلّی ديگری است، همين طور ادامه می يابد، تا همه منتهی به ذات خدای سبحان شوند. با اين تفاوت، كه شاه يا رئيس جمهور نزد هر يک از کارمندانش حاضر نيست، تا ناظر اعمالش باشد، ولی خدای سبحان همه جا حاضر و مراقب و ناظر اعمال و رفتار بندگانش است.

بنابراين در عالم خلقت مرحله ‏ای وجود دارد، كه زمام جميع حوادث و اسباب، كه علّت وجود آن حوادث اند و ترتيب سلسله ی علل و اسباب به آنجا منتهی می باشد و نام آن مرحله و مقام «عرش» است.

پس «ثُمَّ استَویٰ‏ عَلَی العَرشِ» كنايه است از استيلاء و تسلّط خداوند تعالیٰ بر ملك خود و قيامش به تدبير امور آن، به طوری كه با نظامی دقيق هر موجودی را به كمالش رسانيده و نياز هر نيازمندی را بر می آورد.

صحابه و تابعين در مورد معارف قرآنى از قبيل مسأله عرش و كرسى، سكوت کرده اند؛ و فقط مولىٰ على و ديگر ائمه معصومين (ع) متعرّض اين حقائق شده ‏اند و اینک نمونه هایی در این مورد:

اميرالمؤمنين على (ع) در ضمن جواب‏ هايى كه به جاثليق داد يكى اين بود كه فرمود: ملائكه عرش خداى را حمل مى ‏كنند، و عرش خدا آن طور كه تو مى‏ پندارى مانند تخت نيست، بلكه چيزى است محدود و مخلوق و مدبّر به تدبير خدا و خداوند مالك اوست، نه اين كه روى آن بنشيند». (توحيد صدوق ص 316 )

جاثليق از امام اميرالمؤمنين (ع) پرسيد: مرا خبر ده از اين كه آيا خداى عزّ و جلّ عرش را حمل مى ‏كند يا عرش خدا را؟ حضرت فرمود: خداى عزّ و جلّ عرش و آسمان ها و زمين و آنچه را كه در آن ها و در ميان آن هاست حمل مى ‏كند، هم چنان كه در قرآنش فرموده: «إِنَّ اللهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً: خدا آسمان ها و زمين را نگه مى‏دارد كه زائل نشوند و اگر زائل شوند جز او هيچ كس آن ها را نگه نمى ‏دارد، او همواره بردبار و آمرزگار است. (سوره فاطر آيه 41) (كافى ج 1 ص 129)

امام صادق (ع) در جواب شخصى که از آن جناب از معناى آيه: «وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ» سؤال كرد، فرمود: مردم در معناى آن چه مى‏ گويند؟ آن شخص در جواب عرض كرد، مى‏ گويند عرش بر بالاى آب و خداوند بر بالاى عرش قرار دارد. فرمود: اين ها به خدا دروغ بسته‏ اند؛ زيرا معناى حرفشان اين است كه خداوند به صفات مخلوقات متّصف بوده و مانند آن ها محمول چيزى مى‏ باشد و اين باطل است؛ زيرا مستلزم اين است كه چيزى بزرگ تر و قوى‏ تر از خداى تعالى باشد تا بتواند او را حمل كند، بلكه معناى آيه اين است كه خداوند قبل از آن كه آسمان و زمين يا جن و انس يا آفتاب و ماه را بيافريند، علم خود را بر آب كه قبل از اينها موجود شده بود، حمل مى‏ كرد. (توحيد صدوق ص 319)

در حديثى حاملين عرش هشت نفر شمرده شده، چهار نفر از اوّلين كه عبارت ‏اند از: نوح، ابراهيم، موسىٰ و عيسىٰ (ع) و چهار نفر از آخرين كه عبارت‏ اند از: محمد (ص) ، على، حسن و حسين (ع). (الميزان)

شخصى از على (ع) از فاصله بين زمين و عرش سؤال كرد، حضرت فرمود: فاصله ‏اش به قدر اين است كه بنده ‏اى با اخلاص بگويد: «لااله الّا الله». (الميزان)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر