معنای آیه
اكنون فهميدم در ماوراى اين مخلوقات متغير و محدود طبيعت، آفریدگاری دانا و توانا حاكم بر آن هاست «و با حق گرايي روي خود را به سوي كسي كردم، كه آسمان ها و زمين را آفريده و از مشركان نيستم».
در مورد اين كه چگونه پيامبر معصومي و لو براي اندك مدّتي به ربوبيّت اجرام آسماني اعتراف كرده؟ دو تفسير است:
يكي اين كه ابراهيم (ع) از راه فرضيّه به حقّ مطلب رسيده است؛ چه وي قبل از بلوغ، ابتدا با آزر در مورد الوهيّت بت ها به مشاجره مي پردازد؛ آن گاه به سراغ ارباب بت ها يعني ستاره و ماه و خورشيد رفته و آن ها را يكي پس از ديگري پروردگار خود فرض نموده؛ و چون همه غروب مي كنند، ربوبيّت آن ها را ابطال مي نمايد.
امام باقر (ع) هم فرموده: ابراهيم اين سخن را به عنوان تحقيق گفته و هر كس هم به عنوان تفكّر و تحقيق اين سخن را بگويد، همانند ابراهيم خواهد بود. (عياشي)
تفسير ديگر، اين كه ابراهيم (ع) خدا را مدبّر امور مي دانسته (نورالثّقلين)؛ ولي برای اثبات اين مطلب به پرستندگان اجرام آسماني هر يك از آن ها که طلوع كرد، گفت: «هذا رَبّي»؛ و چون غروب كردند، گفت: اين پروردگار من نيست، تا سرانجام فرمود: من رويم را متوجّه كسي مي كنم، كه آسمان ها و زمين را آفريده و از مشركان نيستم.
به فرموده حضرت رضا (ع) اقرار ابراهيم (ع)به پروردگاری ستاره زهره و ماه و آفتاب همه از باب استفهام انكارى بوده نه از باب اقرار و اخبار، وقتى خورشيد هم غروب نمود به پرستندگان آن ها فرمود: من از آنچه كه شما براى خدا شريك گرفته ايد بيزارى مى جويم، من روى خود را متوجّه آن كسى كرده ام كه آسمان ها و زمين را آفريده، و من از شرك شما به سوى اخلاص اعراض كرده ام و من از مشركين نيستم. (عيون 1 / 195، ح 1)
«علّامه طباطبايي» می فرمايد: «روی خود را متوجّه كسی می كنم ...» يعنی من با عبادتم تنها به سوی خدا روی می آورم، چون لازمه عبوديّت و مربوبيّت اين است كه مربوب در نيروی خود و اراده اش وابسته به ربّش باشد و او را بخواند و در جميع كارهايش به او رجوع كند و معلوم است كه دعا و رجوع، جز با توجيه وجه و روی آوردن، محقّق نمی شود. بنابراين، توجيه وجه، كنايه است از همان عبادت، كه آن نيز عبارت است از دعا و رجوع. (الميزان)
ابراهيم (ع) در اين آيات چنين استدلال كرد:
اوّلاً، پروردگار موجودات بايد هميشه با مخلوقاتش در ارتباط باشد؛ از اين رو، موجودي كه غروب مي كند و ساعت ها نور و بركتش را بر مي چيند، نمي تواند پروردگار آن ها باشد.
ثانياً، موجودي كه غروب مي كند، خود موجودي ضعيف و محكوم قوانيني است، كه بر او حاكم است و نمي تواند پروردگار موجودات باشد.
ثالثاً، موجودي كه داراي حركت است، موجود حادثي است، در حالي كه پروردگار موجودات بايد موجودي ثابت، ازلى و ابدى باشد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر