معنای آیه
اين آيه مي افزايد: و نيز در پاسخ مشركين بگو: من دليل روشني از طرف پروردگارم بر رسالتم دارم و آن قرآن كريم است، كه شما الاهي و آسماني بودنش را تكذيب مي كنيد و معجزه و بيّنه ی ديگري طلب مي كنيد، كه نه من اختيارش را دارم و نه پروردگارم امر آن را به من واگذار كرده است. و به اين مشرکین بگو: آنچه شما در باره آن عجله داريد يعني عذاب به دست من نيست؛ حکم تنها از آنِ خداست، او حقّ را باز می گويد و او بهترين جداكنندگان حقّ از باطل است.
«بَيِّنَه» دليل انبياست كه به روشنی، حق و باطل را از هم جدا مى كند و اگر مشرکين لجاجت نکنند، به خوبی آن را می فهمند و ايمان می آورند.
بديهى است كسى مى تواند به خوبى حق را از باطل جدا كند، كه شناخت حق و باطل برايش كاملا روشن باشد، به علاوه قدرت كافى براى اعمال علم و دانش خود نيز داشته باشد. و از آنجا که خداوند هم به همه چيز عالم است و هم قدرت نامحدود دارد؛ بنابراين، تنها او بهترين جدا كننده حق از باطل است.
«علّامه طباطبایی» می فرماید: «حق» الگويى است كه از نظام و سنّت جارى در عالم كون برداشته شده است و بى ترديد جهان هستى با نظامى كه دارد و سنن و نواميسى كه در آن جارى است، فعل خداى سبحان است، ابتدايش از او و قوامش با او و انتها و بازگشتش هم به سوى او است؛ پس حق هر چه باشد و مصلحت هر قسم كه فرض شود، تابع فعل او و پيرو اثر اوست و به استناد به وى ثابت و موجود است، نه اين كه او در كارهايش تابع حق بوده و پيرو آثار آن باشد؛ زيرا كه خداى تعالىٰ به ذات خود حق است و هر چيزى به وسيله او و از پرتو او حق شده است... اگر افعال و احكام ما مطابق با مصالح واقعى باشد، خودش هم داراى مصلحت گشته و منتهى به سعادت ما مى شود و اگر با آن مصالح مخالفت داشته و موافق مفاسد واقعى و حقيقى باشد، ما را به ضررها و شرها سوق مى دهد. (المیزان)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر