سوره انعام

سوره انعام - آیه 57 - جزء 7


قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ ۚ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ يَقُصُّ الْحَقَّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره انعام 57
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره انعام 57
محمود خلیل الحصری سوره انعام 57
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 134 1
محمد صدیق منشاوی 134 2

معنای آیه

بگو: «من از جانب پروردگارم دلیل آشکاری [همراه‌] دارم، و[لی‌] شما آن را دروغ پنداشتید، [و] آنچه را به شتاب خواستار آنید در اختیار من نیست. فرمان جز به دست خدا نیست، که حق را بیان می‌کند، و او بهترین داوران است.»


تفسیر قرآن


اين آيه مي افزايد: و نيز در پاسخ مشركين بگو: من دليل روشني از طرف پروردگارم بر رسالتم دارم و آن قرآن كريم است، كه شما الاهي و آسماني بودنش را تكذيب مي كنيد و معجزه و بيّنه ی ديگري طلب مي كنيد، كه نه من اختيارش را دارم و نه پروردگارم امر آن را به من واگذار كرده است. و به اين مشرکین بگو: آنچه شما در باره آن عجله داريد يعني عذاب به دست من نيست؛ حکم تنها از آنِ خداست، او حقّ را باز می گويد و او بهترين جداكنندگان حقّ از باطل است.

«بَيِّنَه» دليل انبياست كه به روشنی، حق و باطل را از هم جدا مى ‏كند و اگر مشرکين لجاجت نکنند، به خوبی آن را می فهمند و ايمان می آورند.

بديهى است كسى مى ‏تواند به خوبى حق را از باطل جدا كند، كه شناخت حق و باطل برايش كاملا روشن باشد، به علاوه قدرت كافى براى اعمال علم و دانش خود نيز داشته باشد. و از آنجا که خداوند هم به همه چيز عالم است و هم قدرت نامحدود دارد؛ بنابراين، تنها او بهترين جدا كننده حق از باطل است.

«علّامه طباطبایی» می فرماید: «حق» الگويى است كه از نظام و سنّت جارى در عالم كون برداشته شده است و بى ترديد جهان هستى با نظامى كه دارد و سنن و نواميسى كه در آن جارى است، فعل خداى سبحان است، ابتدايش از او و قوامش با او و انتها و بازگشتش هم به سوى او است؛ پس حق هر چه باشد و مصلحت هر قسم كه فرض شود، تابع فعل او و پيرو اثر اوست و به استناد به وى ثابت و موجود است، نه اين كه او در كارهايش تابع حق بوده و پيرو آثار آن باشد؛ زيرا كه خداى تعالىٰ به ذات خود حق است و هر چيزى به وسيله او و از پرتو او حق شده است... اگر افعال و احكام ما مطابق با مصالح واقعى باشد، خودش هم داراى مصلحت گشته و منتهى به سعادت ما مى ‏شود و اگر با آن مصالح مخالفت داشته و موافق مفاسد واقعى و حقيقى باشد، ما را به ضررها و شرها سوق مى‏ دهد. (المیزان)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر