سوره انعام

سوره انعام - آیه 52 - جزء 7


‏ وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره انعام 52
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره انعام 52
محمود خلیل الحصری سوره انعام 52
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 133 1
محمد صدیق منشاوی 133 2

معنای آیه

و کسانی را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان می‌خوانند -در حالی که خشنودی او را می‌خواهند- مران. از حساب آنان چیزی بر عهده تو نیست، و از حساب تو [نیز] چیزی بر عهده آنان نیست، تا ایشان را برانی و از ستمکاران باشی.


تفسیر قرآن


چون عدّه ‏اى از قريش ديدند صهيب، عمّار، ياسر، بلال، خباب و امثال آنان در خدمت رسول خدا (ص) هستند. گفتند: اى محمد! آيا به خاطر چنين مردم تهيدستى از قوم خود بريدى؟ و آيا خدا اين همه اعيان و اشراف و مردمان محترم را گذاشته و اين مشت مردم تهيدست را برترى داد و راستى ما بايد تابع چنين مردمى شويم؟ آيا چنين چيزى معقول است؟ تو اگر اين گونه اشخاص را از خود دور سازی. بعيد نيست ما دورت را بگيريم. در پاسخ آن ها اين آيه نازل شد. (مجمع البیان و درّ منثور)

و گفته اند: عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و قرظة بن عبد عمرو بن نوفل و حارث بن عامر بن نوفل و مطعم بن عدى و عدّه ‏اى ديگر از اشراف كفّار بنى عبدمناف نزد جناب ابو طالب (ع) رفته و گفتند: اگر برادرزاده ‏ات اين يك مشت مردم فقيرى را كه خدمتكاران و بردگان ما هستند، از خود دور مى‏ كرد، ما بيشتر احترامش نموده و سر در طاعتش مى‏ نهاديم. ابوطالب خواسته آنان را با رسول خدا (ص) در ميان نهاد، عمر عرض كرد: بد نيست خواسته ‏شان را عملى فرمايى تا ببينيم باز هم بهانه ای مى ‏گيرند يا ايمان مى ‏آورند؟ در اين هنگام اين آيه نازل شد. (درّ منثور)

قرآن كريم در اين آيه مي فرمايد: كساني را كه در طلب رضاي پروردگارشان هر صبح و شام او را مي‏ خوانند، از خود مران؛ زيرا نه از حساب آن ها چيزي بر توست و نه چيزي از حساب تو بر آن هاست؛ از اين رو، اگر آن ها را از خود براني از ستمگران خواهي بود.

شخصى نزد امام كاظم (ع) از فقر شكايت كرد. حضرت فرمود: به نظر تو غنى ‏ترين افراد كيست؟ گفت: هارون الرشيد. پرسيد: آيا حاضرى ايمانت را بدهى و ثروت او را بگيرى؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنى‏ ترى، چون چيزى دارى كه حاضر به مبادله با ثروت او نيستى. (تفسير اطيب‏البيان)

يكي از امتيازات اسلام بر اديان بزرگ چون زردشتيّت و يهوديّت و مسيحيّت كه براي رؤساي مذهبي شان اختيارات وسيع قائل اند، تا آنجا كه بعضي چون پدران روحاني در مسيحيّت، قرن ها قباله بهشت مي فروختند و با كوچك ترين بهانه افراد را از صف مؤمنين تكفير مي نمودند، قرآن كريم صريحاً مي فرمايد: نه تنها علماي مذهبي، بلكه شخص پيامبر (ص) نيز حقّ طرد كسي را كه اظهار ايمان مي‏ كند و كاري كه موجب خروج از اسلام شود، انجام نداده، ندارد؛ بلکه آمرزش گناه تنها به دست خداست.

مراد از «وجه الله» ذات خدا نيست، بلكه هر چيزى كه به خدا انتساب دارد و نيز آنچه كه بنده از خداى خود انتظار دارد، وجه خدا مى ‏باشد.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر