معنای آیه
اين آيه در پاسخ ايرادات عجيب مشركين که می گفتند: كسى مى تواند پيامبر باشد، كه خزائن الاهى در اختيارش باشد، يا انتظار داشتند پيامبر می بايست تمام كارهاى خود را از مسير علم غيب حل كند، به پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد: به آن ها بگو: من به شما نمي گويم، كه خزائن خدا نزد من است و هر چه بخواهم در اختيار شما مي گذارم. غيب هم نمي دانم، تا بگويم در آينده چه حوادثي رخ خواهد داد؛ فرشته هم نيستم، بلكه من تنها از آنچه به من وحي مي شود، پيروي مي كنم. به اين مشركين بگو: آيا افراد نابينا و بينا همانندند؟ آيا فكر نمي كنيد؟»
يعني چنان كه نابينا از بينا پيروي مي كند، شما هم که نمي دانيد، بايد از من پيروي كنيد که در سايه وحي چيزهايي مي دانم که شما نمی دانيد.
تنها ذات پاك خداوند از همه چيز با خبر است، كه در هر مكان و هر زمانى حاضر و ناظر است، اما غير او كه وجودش محدود به زمان و مكان معيّنى است، طبعاً نمى تواند از همه چيز با خبر باشد؛ هر چند هيچ مانعى ندارد كه خداوند قسمتى از علم غيب را كه مصلحت مى داند و براى تكميل رهبرى رهبران الهى لازم است، در اختيار آنها بگذارد. چنان که در سوره جن آيه 26 و 27 مى فرماید: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلايُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ: خدا از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچ كس را از علم غيب خود آگاه نمى كند، مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند. ولی پيامبر براى زندگى شخصى يا اداره حكومت مثل ديگران از مسير عادّى اقدام مى كند و تنها براى اثبات نبوّتش از علم غیب استفاده كند.
از اين آيه به خوبي استفاده مي شود، كه گفتار و كردار پيامبر (ص) همه نشأت گرفته از وحي الاهي بوده است؛ نه آن گونه كه بعضي پنداشته اند به اجتهاد خود عمل مي كرده، تا بعد از او خلفا هم مجاز باشند به عنوان اجتهاد هر تغيير و بدعتي در دين ايجاد كنند؛ و نيز به قياس و استحسان عمل نمي كرد، تا بعد از او بعضي چون ابوحنيفه و شافع براي به دست آوردن حكم خدا به قياس و استحسان متوسّل شوند.
«وَ لاأَعْلَمُ الْغَيْبَ» یغتی من در علم به چيزى از خود استقلال ندارم و چنان نيستم كه بى اينكه از وحى بياموزم به چيزى علم پيدا كنم.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر