معنای آیه
چون قريش از معارضه با قرآن كريم فرو ماندند، به پيامبر (ص) گفتند: اگر راست مي گويي، چرا معجزه اي همچون عصاي موسيٰ و ناقه ی صالح از طرف پروردگارت بر تو نازل نمي شود؟ (مجمع)؛ ولي معلوم است كه اين تقاضاي آن ها از روي حقيقت جويي نبود؛ زيرا خدا به اندازه اي كه مصلحت و حكمتش ايجاب کرده براي آن ها معجزه فرستاده بود.
اصولاً قرآن کريم با آن محتويات عالى، كه بارها آن ها را دعوت به مقابله نموده است و آن ها در برابر آن عاجز مانده اند، براى اثبات نبوّت او كافى بود؛ لذا قرآن مي فرمايد: به آن ها بگو: خدا قادر است هر معجزه اي نازل كند، ولي بيشتر آن ها نمي دانند خدا حكيم است و تنها معجزه اي به پيامبرانش می دهد، كه حكيمانه باشد.
همواره بعضى از مخالفان اسلام از اين آيه سوء استفاده کرده وگفته اند: بنا بر اين آيه پيامبر اسلام (ص) هيچ معجزهاى نداشته است، ولی
اوّلاً، بنا بر آيات قبل و بعد سخن از افراد لجوجى است، كه به هيچ وجه حاضر به تسليم در برابر حق نبوده اند،
ثانياً، بنا بر شأن نزول آيه، اين پيشنهاد توسّط جمعى از رؤساى قريش بوده، که برای تحقير قرآن چنين پيشنهادى را مطرح كرده بودند و مسلّم است که پيامبر در برابر چنين پيشنهادهايى نبايد تسليم شود.
ثالثاً، قرآن کريم بارها از مخالفان دعوت به مقابله نموده است.
رابعاً، در قرآن کريم آيات بسياری بر معجزه انجام دادن پيامبر اسلام (ص) هست، از جمله در اوّل سوره اسراء مى فرمايد: «خداوند در يک شب پيامبرش را از مسجد الحرام به مسجد اقصىٰ برد.
خامساً، باور کردنی نيست، قرآنی که مملوّ از معجزات پيامبران است و پيامبر اسلام (ص) بگويد: من خاتم پيامبرانم و برتر از همه آن ها، ولی معجزه ای ندارم.
سادساً، در تواريخ اسلامى و روايات معتبر و نهج البلاغه خارق عادات بسیارى از پيامبر اکرم (ص) به سرحدّ تواتر نقل شده است.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر