سوره انعام

سوره انعام - آیه 19 - جزء 7


قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره انعام 19
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره انعام 19
محمود خلیل الحصری سوره انعام 19
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 130 1
محمد صدیق منشاوی 130 2

معنای آیه

بگو: «گواهی چه کسی از همه برتر است؟» بگو: «خدا میان من و شما گواه است. و این قرآن به من وحی شده تا به وسیله آن، شما و هر کس را [که این پیام به او] برسد، هشدار دهم. آیا واقعاً شما گواهی می‌دهید که در جَنب خدا، خدایان دیگری است؟» بگو: «من گواهی نمی‌دهم.» بگو: «او تنها معبودی یگانه است، و بی‌تردید، من از آنچه شریک [او] قرار می‌دهید بیزارم.»


تفسیر قرآن


امام باقر (ع) فرموده: عدّه‏ اي از مشركان مكّه نزد رسول خدا (ص) رفتند و گفتند: آيا خدا جز تو را نيافت، كه به عنوان پيامبري به سوي ما فرستد؟ چون ما از يهود و نصارا هم راجع به تو پرسيديم، گفتند: در كتب نزد ما ذكري از اين مرد نشده است؛ بنابراين، بايد گواهي بر رسالت خود بياوري. (تفسیر قمي)

در پاسخ مشركين خداوند به پيامبرش مي فرمايد: از آن ها بپرس: گواهي چه كسي از همه برتر است؟ مگر نه اين است كه بالاترين گواه خداست؟ خدا ميان من و شما گواه است.

و بهترين دليل گواهي خدا بر صدق رسالت من هم اين قرآني است، كه بر من وحي نموده، تا شما و هركه را كه اين پيام به او رسد، هشدار دهم. از اين مشركين بپرس: آيا شما گواهي مي‏ دهيد، كه با خدا خدايان ديگري هست؟ به آن ها بگو: من كه هرگز چنين گواهي نمي‏ دهم؛ زيرا تنها خدا معبود يگانه است و بگو: من از آنچه شريك خدا مي دانيد بيزارم.

در اینجا قرآن کریم بر مسأله وحدانيت خداى تعالىٰ از راه وحى احتجاج مى‏ كند؛ هر چند طریق اثبات توحید عقلی است؛ ولی صرف اين جهت باعث نمى‏ شود كه نتوان آن را از طريق وحى صريح قطعى هم اثبات نمود، چون غرض از برهان عقلى جز تحصيل يقين نیست؟ وحى قطعی الاهى هم می تواند برهان بر وحدانيت خدا قرار گيرد؛ آن هم وحيى چون قرآن كه اساسش متّكى بر تحدّى بر آوردن مانندش باشد.

آری، قرآنى كه هيچ گاه بشر نمی تواند مانندش بياورد، در آن زمان، آن هم در عربستان عقب افتاده، شاهدی بزرگ بر گواهى خدا بر حقّانيت دعوت پيامبر اسلام (ص) است؟

«مَن بَلَغَ: هركس به او برسد» بالصّراحه بيان مي دارد پيامبر اسلام (ص) خاتم پيامبران است و دين او تا برپايي رستاخيز تنها دين انسان هاست. ضمناً اين آيه در زمان غربت اسلام، خبر از رسالت جهانى اسلام مى ‏دهد.

امیرمؤمنان (ع) در تفسير «اِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» فرمودند: اگر خدايان ديگرى بودند، آن ها هم پيامبرانى مى ‏فرستادند. (نهج البلاغه، نامه 31)

چون گروهی اسير نزد پيامبر اکرم (ص) آوردند، حضرت پرسيد: آيا شما را به اسلام دعوت كرده ‏اند؟ گفتند: نه، دستور فرمود آن ها را رها كردند و اين آيه را تلاوت فرمود. (درّ منثور)

امیرمؤمنان (ع) در تفسير «اِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» فرمودند: اگر خدايان ديگرى بودند، آن ها هم پيامبرانى مى ‏فرستادند. (نهج البلاغه، نامه 31)

ضمناً از اين آيه استفاده مى ‏شود كه اطلاق (چيز) بر خدا جائز است؛ هر چند او همانند اشياء ديگر كه مخلوق و محدودند نيست.

امام صادق (ع) فرمودند: انذار هميشگى بايد همراه با منذر هميشگى باشد؛ پس امامت و رهبرى الاهى نيز تا ابد بايد همراه قرآن باشد. (صافى)

در انسان انگيزه‏ دفع ضرر، قوى ‏تر از جلب منفعت است. لذا قرآن کريم به «انذار» بيشتر از «تبشير» تأكيد شده: «إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ» (فاطر 23) «إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ.» (فاطر، 23)

در احاديث «مَنْ بَلَغَ» به ائمّه معصومين (ع) تفسير شده است. (عيّاشى)

امام صادق (ع) فرمود: منظور از «مَنْ بَلَغَ» كسى است كه وظيفه امامت به او رسيده و همانند پيامبر، مردم را با قرآن انذار مى ‏كند. (كافى 1/ 416 )

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر