سوره مائده

سوره مائده - آیه 103 - جزء 7


مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ ۙ وَلَٰكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ۖ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره مائده 103
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره مائده 103
محمود خلیل الحصری سوره مائده 103
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 124 1
محمد صدیق منشاوی 124 2

معنای آیه

خدا هیچ حیوانی را به عنوان بحیره [ماده شتری که پنجمین حمل مادر خود باشد] و سائبه [شتری که ده ماده زاییده] و وصیله [گوسفند ماده ای که همزاد با بره نر است] و حام [شتر نری که ده شتر از او پدید آمده]، مقدس و ممنوع از تصرّف قرار نداده است. ولی کسانی که کفر ورزیده اند [این امور را] بر خدا دروغ می بندند و بیشترشان اندیشه نمی کنند.


تفسیر قرآن


در اين آيه با اشاره به چهار «بدعت» عرب، که نابجا آن ها را به خدا هم منسوب می کردند مي فرمايد: «خدا هيچ حكمي در باره بحيره و سائبه و وصيله و حام مقرّر نکرده است؛ امّا كافران مي‏ گويند: اين ها قانون الاهي است و اكثر آن ها در اين باره انديشه‏ نمي‏ كنند؛ بلكه كوركورانه از ديگران تقليد مي ‏نمايند.

«بحيره» به شترى مى‏ گفتند كه پنج شكم زاييده باشد، اگر پنجمى ماده بود، گوشش را چاك مى‏ زدند و خوردن گوشت آن را حرام مى‏ دانستند، بر پشت آن سوار نمى ‏شدند و از هيچ آب و علفى منعش نمى کردند (مجمع)

امام صادق (ع) فرمود: در جاهليّت اگر شتر دو قلو مى‏ زاييد به آن «وصيله» می گفتند و ذبح و خوردن گوشت آن شتر را حرام مى ‏دانستند؛ و اگر شتر ده شكم مى‏زاييد مى‏ گفتند: «سائبه» است و سوار شدن و خوردنش را حرام مى‏ دانستند و «حام» شترى بود، كه به عنوان «فحل» از آن استفاده مى‏ كردند كه ذبح آن را نيز حلال نمى‏ دانستند. (وسائل 25/ 61)

وصيله به گوسفندى مى‏ گفته ‏اند كه در پنج شكم ده بره ماده بزايد. آن گاه بعد از آن هر چه مى ‏زاييد آن را بر زنان حرام مى ‏دانستند. (مجمع البیان)

به شتر نری كه ماده شترى از نطفه او ده شكم بچه مى ‏آورده «حامی» می گفتند، آن را مبارک شمرده، بر آن بار نمى ‏نهادند، سوارش نمى ‏شدند، و از هيچ آب و علفى منعش نمى ‏كردند. (مجمع)

«وصيله» میشی بوده که اگر ماده مى‏ زاييد آن را نگه مى‏ داشتند و اگر نر مى ‏زاييد آن را وقف بت‏ها مى ‏كردند. (مجمع)

بنا بر رواياتی آنها همه يا قسمتى از اين برنامه را به خاطر «بت ها» انجام مى‏ دادند؛ از این رو، مبارزه اسلام با اين كار مبارزه با بت پرستى نيز هست.

قرب به خدا بايد از راه‏ صحيح و معقول باشد. مردم جاهلى مى ‏پنداشتند با رها كردن حيوانات ياد شده، به خدا نزدیک مى‏ شوند. نظير اين احترام به حيوانات را هنوز در كشور هند در باره‏ ى گاو مشاهده مى‏ كنيم.

«ابوالاحوص» از پدرش نقل كرده، كه وقتي با لباس هاي كهنه به حضور پيامبر (ص) رسيدم،‌ به من فرمود: از مال دنيا چيزي داري؟ عرض كردم:‌ آري. شتر، گوسفند، اسب و ساير حيوانات باربر دارم، آرد هم دارم. فرمود: حالا كه خدا به تو داده، تو هم بر خودت تنگ مگير و بايد كه اثر نعمت در تو ديده شود. آن گاه پرسيد: نوزاداني كه از شترانت متولّد مي شوند گوش دريده اند يا سالم اند؟ عرض كردم: مگر شتر هم گوش دريده متولّد می شود؟‌ فرمود: پس لابد تو خودت گوش بعضي از آن ها را پاره كرده و بر هر كدام نامي مي نهي؟ عرض كردم: آري. حضرت فرمود: چنين مكن؛ زيرا هر آنچه را كه خدا به تو ارزاني داشته، براي تو حلالش كرده؛ سپس اين آيه فوق را تلاوت فرمود. (درّ منثور)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر