معنای آیه
بعد از ردّ الوهيّت مسيح، در اين آيه خداوند به پيامبر اسلام (ص) دستور مي فرمايد: به آن ها بگو: اي اهل كتاب، در دين خود به ناحق غلوّ نكنيد و از حدّ تجاوز ننماييد و از هوای نفس مردمي، كه پيش از شما گمراه شدند و بسياري را نيز گمراه كردند و از راه راست منحرف شدند، پيروي نكنيد.
البته غلوّ نصارا روشن است؛ زيرا آن ها هم اكنون نيز به تثليث قائل اند، يعني مسيح را پسر خدا و خدا و يكي از سه خدا مي دانند. امّا در مورد غلوّ يهود، كه خطاب «يا اَهلَ الكِتابِ» شامل آن ها نيز مي شود، بسا اشاره به سخني باشد، كه يهودی های زمان پيامبر اسلام (ص) در باره ی عزير مي گفتند و او را فرزند خدا مي دانستند.
«قالَتِ اليَهودُ عُزَيرٌ ابنُ اللهِ» (توبه 9/30). بدين معني پس از آن كه كورش يهود را از دست بخت نصر آزاد كرد و به آن ها اجازه داد كتاب ديني شان تورات را كه توسّط بخت نصر از بين رفته بود، بازنويسي كنند، عُزير از آنچه خود و علماي ديگر يهود به ياد داشتند، تورات را نگاشت؛ و يهود هم به پاس اين خدمت به او لقب فرزند خدا دادند؛ چنان كه امروز هم به پاپ ها و كشيش ها پدر مي گويند. هر چند در آیین فعلی يهود چيزى كه مستقيماً شرك باشد ديده نمى شود.
از طرفی غلو اهل كتاب اين بوده، كه انبيا و احبار و راهبان خود را تا مقام ربوبيّت بالا مي برده و در برابر آنان به نحوى كه جز براى خدا شايسته نيست خضوع مى كرده اند و در این آيه آنان را از این کار نهى مى كند.
هر چند برهان عقلى بر منع فرزند خدا دانستن کسی به معنی مقرّب دانستن او نداريم، ولی اين گونه اطلاقات از آن رو در شرع ممنوع است، که به حسب شرع اسماى پروردگار توقيفى اند به اين معنا كه اسمايى را بايد به خداوند اطلاق كرد كه از ناحيه شرع رسيده باشد و تا اندازه اى هم عقل ناقص ما هم به حكمت اين توقيف پى می برده و می فهمد اسم هاى گوناگون بر خدا نهادن بدون بند و بار چه مفاسدى در بر دارد. چنان که اطلاق پسر بر عیسیٰ سبب شد که او را تا سر حدّ خدایی بالا برند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر