(٣٨) ای آنکه گریزگاهی نیست جز به سویش، ای آنکه پناهی جز به سوی او نیست، ای آنکه مقصدی جز به جانب او نیست، ای آنکه از خشمش رهایی نیست جز به پناه به سویش، ای آنکه جز بهسوی او شوقی نیست، ای آنکه جنبش و نیرویی نیست جز به او، ای آنکه جز از او مدد نجویند، ای آنکه جز بر او توکّل نشود، ای آنکه جز به او امیدی نیست، ای آنکه جز او پرستیده نشود.