معبود و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه ناخوش، دردمند و بیمار است و در بستر بیماری و لباس ناخوشی افتاده و از درد به راست و چپ میغلتد و چیزی از لذّت خوراکی و آشامیدنی را درک نمیکند، با حسرت به خود مینگرد ولی بر دفع زیان و جلب سودی توان ندارد و من در سایه جود و کرمت از همه اینها در آرامش هستم، پس معبودی جز تو نیست که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتکنندگان قرار بده و بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده و به من مهر ورز به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان؛