معنای آیه
آن گاه به عنوان نتيجه داستان هابیل و قابیل می فرمايد: به خاطر همين موضوع بر بني اسرائيل مقرّر داشتيم، كه هرگاه كسي انساني را بدون ارتكاب قتل و بدون فساد در روي زمين به قتل برساند، گويي همه ی انسان ها را كشته است و كسي كه انساني را از مرگ نجات دهد، گويي همه ی انسان ها را از مرگ نجات داده است. پيامبران ما با دلايل روشن براي ارشاد مردم آمدند؛ ولي بسياري از مردم قوانين الاهي را شكستند و راه اسراف در پيش گرفتند.
از آن رو قتل يك انسان مساوي است با قتل همه انسان ها و نجات يك نفر مساوي با نجات همه انسان هاست، که كسي كه دست به خون انسان بي گناهي ميآلايد، آمادگي دارد، كه انسان هاي بي گناه ديگري را هم به قتل برساند. همچنين كسي كه به خاطر نوعدوستي و عاطفه انساني، ديگري را از مرگ نجات بخشد، آمادگي دارد كه انسان هاي بي گناه ديگري را هم نجات دهد. از طرفی، يك انسان می تواند منشأ نسلی باشد، پس قتل کسی به منزله قتل نسلی و نجات او به منزله نجات نسلی است.
به عبارت دیگر قتل هر نفري مثل اين است كه شخص همه مردم را كشته و هرچه تعداد كشته ها به دست كسي بالاتر رود، به همان اندازه جرمش بيشتر خواهد بود. زنده كردن يك نفر نيز ثواب زنده كردن تمام مردم را دارد و همين طور هرچه بالاتر رود.
امام صادق (ع) فرمود: منظور از «كشتن» و «نجات از مرگ» در اين آيه، نجات از آتش سوزي يا غرقاب و مانند آن است، بعد فرمود: تأويل اعظم و مفهوم بزرگ تر آيه اين است كه ديگري را دعوت به راه حق يا باطل كند و او دعوتش را بپذيرد. (نورالثّقلين)
و امام صادق (ع) فرمود: كسی كه در جایی كه آب نیست، تشنه ای را سيراب كند، گویا کسی را زنده كرده است. (مكارم الاخلاق، ص 135)
در روايتی آمده است: كسى كه به گرسنه اى غذا ندهد، به منزله ى كشتن اوست و غذا دادن، به منزله ی زنده كردن اوست. (كافی 2/204)
در روايت آمده: «فانى شدن تمام دنيا نزد خدا، از كشتن يك مؤمن آسانتر است». (بحار، ج 10، ص 382)
طبق آيات و روايات، هدايت و ارشاد مردم به راه حقّ، نوعى احيا مى باشد و گمراه كردن مردم، نوعى قتل است. خداوند دعوت پيامبر را مايهى حيات مردم مى خواند: «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ». انفال، آيه 24،
امام صادق (ع) نيز فرمودند: «مَن أخرَجَها مِن ضَلالٍ اِلىٰ هُدًى فَكَاَنَّما أحياها وَ مَن أخرَجَها مِن هَدًى اِلَى الضَّلالِ فَقَد قَتَلَها: هركس شخص منحرفى را هدايت كند او را زنده كرده و هر كس ديگرى را منحرف كند او را كشته است. (كافى، ج 2، ص 210)
روزي مردي از خرابه اي با كارد خونين بيرون آمد، مردم او را گرفتند و ديدند در خرابه مردي كشته شده است. گفتند: اين مرد را چه كسي كشته؟ گفت: من كشتم. چون او را هم به نزد اميرمؤمنان (ع) بردند، به او فرمود: اين مرد را به چه گناهي كشتي؟ گفت: بدون هيچ دليلي. پس فرمود: او را قصاص كنند.
چون خواستند او را بكشند، مردي جلو آمد و گفت: او را نكشيد، من قاتلم و او بي گناه است. اميرمؤمنان (ع) به آن مرد فرمود: پس تو چرا گواهي بر قاتل بودن خود دادي؟ گفت: من در سرايم گوسفندي مي كشتم، آواز حزين اين كشته كه شنيدم، با كارد خونيني كه گوسفند را كشته بودم بيرون آمدم. اين مرد چون صداي پاي مرا شنيد به روي ديوار پريد و فرار كرد، و چون از آنجا بيرون شدم با مردمي رو به رو شدم، ديدم اگر با آن كارد خون آلود انكار كنم، از من نمي پذيرند. قاتل گفت: هر چه گفت، راست بود. پس اميرمؤمنان (ع) به اصحاب فرمود: چه بايد كرد؟ همه گفتند: آن مرد اوّل را بايد رها كرد و اين دوّم كشته شود.
اميرمؤمنان (ع) فرمود: درست فتوا نداديد. پس روي به امام حسن (ع) كرد و گفت: اي پسر، در اين حادثه چه بايد كرد؟ عرض كرد: هر دو را بايد آزاد كرد و ديه كشته از بيت المال پرداخت شود. اميرمؤمنان (ع) فرمود: اين مطلب از كجا مي گويي؟ گفت: خداي تعاليٰ مي فرمايد: «مَن اَحياها فَكَاَنَّما اَحيَا النّاسَ جَميعاً» او اگر چه كسي را كشته، ولي ديگري را از مرگ رهانيده، كشتن او به جاي زنده كردن اين باشد و ديه هم از بيت المال بايد داد. اميرمؤمنان (ع) شادمان شد و بوسه بر چشم او داد و گفت: سپاس خداي را، كه اهل بيت ما را توفيق علم و فقه داد. (تفسير ابوالفتوح)
رسول خدا (ص) مي فرمايد: هر كس سنّت نيكويي نهد، اجر آن و اجر هر كسي تا روز قيامت بدان عمل كند براي اوست، بدون اين كه چيزي از اجر عاملش كم شود؛ و كسي كه سنّت بدي نهد، گناه آن و گناه هر كسي تا روز قيامت بدان عمل كند براي اوست، بدون اين كه چيزي از گناه عامل آن كم شود. (مجمع و ابوالفتوح)
امام باقر (ع) فرموده: مسرفين كساني هستند، كه محارم خداوند را حلال مي شمرند و خون ها مي ريزند. (مجمع البيان)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر