معنای آیه
در تكميل بحث هاى گذشته، ادّعاى الوهيّت مسيح (ع) را كفری آشكار شمرده می فرمايد: «مسلّماً كساني كه گفتند: مسيح پسر مريم خداست، كافر شدند. بگو: اگر خدا بخواهد مسيح و مادرش مريم و هر كس را كه در زمين است هلاك كند، چه كسي ميتواند مانع شود؟».
آن گاه براي دفع شبهه بي پدر بودن عيسيٰ (ع) مي فرمايد: حكومت آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن هاست از آنِ خداست؛ از اين رو، هرگونه بخواهد مي آفريند، خواه با پدر و مادر، خواه بي پدر مثل عيسيٰ و خواه بدون پدر و مادر مثل آدم؛ چون خدا بر هر کاری تواناست.
مسيحيان خداي آفريننده ی عالم را يكي از خدايان سه گانه : (اب، ابن و روح القدس) مي دانند و معتقدند خدايان سه گانه در عين تعدّد، يكي هستند. در صورتی که عيسيٰ (ع) همچون مردم ديگر در رحم مادرش بود، آن گاه متولّد شد و از شير مادرش تغذيه مي كرد، به تدريج مراحل رشد را پیمود، تا بزرگ شد و به تبليغ دين پروردگارش پرداخت؛ و حتّیٰ به قول مسيحيان به دار آويخته شد و چنين کسي هم خداي ازلی و ابدی ای که آفريدگار آسمان ها و زمين و آنچه مابين آن هاست نخواهد بود.
از نظر عقل هم هلاكت مسيح امرى ممكن است؛ و اگر خدا بود، عقل هلاكتش را ممكن نمى دانست؛ پس معلوم مى شود او خدا نيست.
اگر عيسیٰ مسيح خداست، چگونه مادرش مريم به او حامله شد و چگونه به عقيده شما مسيحيان به دار آويخته شد و صليب گردنتان آرم مظلوميّت او شد؟ اصولاً ادّعاى شما مسيحيان در باره خدايى مسيح، نشانه عدم شناخت واقعى شما نسبت به خداست.
«لِلّه» بر «ملک» که مبتداست مقدّم شده، تا انحصار را بفهماند. چنان که در «قائم زيد است» قيام منحصر به زید شده یعنی غير او قائم نيست.
اعتقاد اشاعره به جبر خلاف عقل است؛ چون فاعل همه افعال را خدا مي دانند و معتقدند خدا هر فعلي از جمله گناه را انجام مي دهد، آن گاه بنده را كيفر مي دهد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر