معنای آیه
بعد از بيان مطالبي در باره ی طيّبات جسم، به بيان طيّبات و پاكيزگي هاي روح يعني احكام وضو و غسل و تيمم، كه موجب صفاي روح است، مي پردازد و مي فرمايد: اي مؤمنين، وقتي خواستيد نماز بخوانيد، صورت و دست هاي خود را تا آرنج بشوييد و قسمتي از سر و همچنين پا را تا برآمدگي پشت پا مسح كنيد. خدا نمي خواهد شما را به زحمت بيفكند، بلكه مي خواهد شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، تا سپاس نعمت هايش را بگوييد.
در حديث مى خوانيم: «لاصَلاةَ اِلّا بِطَهورِ: نماز جز با طهارت (وضو يا غسل يا تيمم) صحيح نيست. (تهذيب، ج 1، ص 49)
حدّ صورت از طرف طول از رستانگاه مو تا چانه و از طرف عرض آنچه در ميان انگشت وسط و ابهام (انگشت شست) قرار مى گيرد.
بنا بر سنّت پيامبر اکرم (ص) كه به وسيله ی اهل بيت (ع) بيان شده، شستن دست از آرنج به طرف سر انگشتان باید باشد.
قيد «إِلَى الْمَرافِقِ»، براى بيان محدودهى شستن است، نه جهت شستن. از آنجا كه كلمه «يَد: دست» هم به دست از انگشتان تا مچ، هم به دست از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا كتف اطلاق مى شود، اين آيه مىفرمايد: در وضو، دست را تا آرنج بشوييد.
«بِ» در «بِرُؤُسِكُمْ» به معنى تبعيض است يعنى «قسمتى» از سر را مسح كنيد، كه بنا بر روايات اهل بیت (ع) قسمتی از يك چهارم جلو سر است.
بنا بر «اَرجُلَكُم» بعد از «رُؤُوسَكُم» پاها نيز بايد مسح شود و ازآن رو به فتح لام است كه عطف بر محل «بِرُؤُسِكُمْ» است، که محلّاً مرفوع است.
«علّامه طباطبائی» می فرماید: شما خواننده عزيز اگر با ذهن خالى از هر شائبه و اين كه فلانى چه گفته و آن ديگرى چه گفته اين كلام را از گوينده اى بشنوى، بدون درنگ حكم مى كنى به اين كه كلمه «ارجلكم» عطف است بر موضعى كه كلمه «رؤسكم» دارد و در جمله: «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ» كلمه رءوس هر چند كه به ظاهر مجرور به حرف جر است، ولى موضعش موضع مفعول براى فعل «امسحوا» است و چون موضع كلمه «رُءوس» نصب است، كلمه «ارجل» نيز بايد به نصب خوانده شود، در نتيجه از كلام آيه مى فهمى كه در وضو واجب است صورت و دو دست را بشويى، و سر و دو پا را مسح كنى، و هرگز به خاطرت خطور هم نمى كند كه از خودت بپرسى چطور است كلمه «ارجلكم» را برگردانيم به كلمه «وجوهكم» كه در اوّل آيه است؛ زيرا خودت در پاسخ خودت مى گويى حكم اول آيه يعنى شستن به خاطر آمدن و فاصله شدن حكمى ديگر (يعنى مسح كردن) بريده شد.... اتّفاقا بر طبق وجه اوّل رواياتى از ائمه اهل بيت (ع) وارد شده و امّا رواياتى كه از طرق اهل سنّت آمده هر چند كه ناظر به تفسير لفظ آيه نيست و تنها عمل رسول خدا (ص) و يا فتواى بعضى از صحابه را حكايت مى كند، كه در وضو پاى خود را مى شسته اند، و ليكن از آنجايى كه خود آن روايات در مضمونى كه دارند متّحد نيستند و در بين خود آنها اختلاف است، بعضى حكايت كردهاند كه رسول خدا (ص) پاى خود را مسح مى كرده و بعضى ديگر حكايت كرده اند كه مى شسته، و چون اين دو دسته روايات با هم متعارضند، ناگزير بايد طبق روايات ائمه اهل بيت (ع) عمل كرد...؛ ولى بيشتر علماى اهل سنّت اخبار دسته دوّم را بر اخبار دسته اوّل ترجيح داده اند و به اين منظور براى آيه توجيهات مختلفى ذكر كرده اند، كه آيه شريفه تحمّل هيچ يك از آن ها را ندارد، مگر در يك صورت و آن اين كه قرآن كريم را از اوج بلاغتش تا حضيض پستترين كلمات پائين آوريم. (المیزان)
بعد خداوند مي فرمايد: «و اگر جنب باشيد غسل كنيد» و غسل هم عبارت است از شستن تمام بدن. ضمناً از اين مطلب بر می آيد، كه غسل جنابت جانشين وضو نيز مي گردد.
امام صادق (ع) فرمود: «لامَسْتُمُ» آميزش جنسى است، ولى خدا آن را پوشانده و پوشاندن و نبردن نام امورى را دوست دارد. (كافى 5/ 555)
سپس به بيان حكم تيمم پرداخته مي فرمايد: «و اگر بيمار يا مسافر باشيد و يا يكي از شما از قضاي حاجت آمد و يا با زنان نزديكي كرده ايد و آب نيافتيد، با خاك پاكي تيمم كنيد و با آن خاك صورت و دست هاي خود را مسح كنيد.»
تيمّم بر خاك هم نهايت تواضع در برابر خداوند را مي رساند و هم خاك خاصيّت بهداشتي دارد و زداينده آلودگي هاست.
اگر گفته شود: بسياري از خاك ها آلوده اند، گوييم: آيه فرموده است: بر خاك پاك تيمّم كنيد. علي (ع) هم از تيمّم بر روي خاك هاي در راه ها نهي فرمود. (وسائل 2/69 9)
امام رضا (ع) نيز فرموده: از آن رو، وضو آغاز عبادت است، كه بندگان هنگامي كه در پيشگاه خدا مي ايستند و با او راز و نياز مي كنند، از آلودگي ها پاك باشند و آثار كسالت از انسان دور شده و قلب براي قيام در پيشگاه خدا تزكيه شود. (وسايل 1/257 )
از آن رو، در بول تنها بايد محلّ را شست ولي در مني تمام بدن، که بول موضعي است؛ ولی با خروج منی در تمام سلّول هاي بدن يك حالت سستي پيدا مي شود.
غسل ها و وضوهای واجب و مستحب سبب پاک شدن دائمی انسان مؤمن از چرك و كثافات می باشند.
مايُرِيدُ اللهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ: خدا نمى خواهد تكليف طاقت فرسايى بر دوش شما بگذارد» يك قانون كلّى به نام «لاحَرَج» در تمام احكام الاهى است؛ یعنی در اسلام در هيچ مورد تكليف طاقت فرسا نيست. مثلاً اگر روزه براى افرادى چون پيرمردان و پيرزنان ناتوان مشقت داشته باشد، به دليل همين آيه بر آن ها واجب نيست. البتّه احکامی چون جهاد ذاتاً مشكل اند؛ ولی به خاطر مصالح مهّمى باید آن ها را تحمّل كرد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر