سوره مائده

سوره مائده - آیه 2 - جزء 6


‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا ۚ وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا ۚ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا ۘ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره مائده 2
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره مائده 2
محمود خلیل الحصری سوره مائده 2
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 106 1
محمد صدیق منشاوی 106 2

معنای آیه

ای اهل ایمان! [هتکِ حرمتِ] شعایر خدا [مانند مناسک حج] و ماه های حرام [رجب، ذوالقعده، ذوالحجه ومحرم] و قربانی بی نشان، و قربانی نشان دار و قاصدان [و راهیان به سوی] بیت الحرام را که فضل و خشنودی پروردگارشان را می طلبند، حلال مشمارید. و چون از احرام بیرون آمدید [اگر مایل باشید، می توانید] شکار کنید. و کینه توزی و دشمنی گروهی که شما را از [ورود به] مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نکند که [به آنان] تعدّی و تجاوز کنید. و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید؛ و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است.


تفسیر قرآن


در اين آيه خداوند چند دستور به مؤمنين داده:

1 ـ شعائر الاهى را نقض نكنيد و حريم آنها را نگه داريد».

2 ـ احترام ماه هاى حرام را نگاه داريد و از جنگ در آن ها بپرهيزيد».

3 ـ قربانيان با نشان و بی نشان، كه براى حج مى ‏آورند، حلال نشمريد و بگذاريد، كه به قربانگاه برسند و در آنجا قربانی شوند».

4 ـ حرمت همه مسلمانان زائر خانه خدا، حتّیٰ آنانی که به قصد تجارت در پی فضل و رضايت خدايند، با شما دوست باشند يا دشمن، نگه داريد.

5 ـ تنها زمان احرام صيد تحريم است، ولی بعد از احرام مجاز است».

6 ـ كينه ‏هاى ديرينه سبب نشود، که ديگران را از انجام حجّ باز داريد.

7 ـ در انجام نيكي ها و تقوا يكديگر را ياری دهيد و در گناه تعدّی و تبانی نکنيد.

8 ـ پرهيزكار باشيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد، كه كيفر خدا شديد است.

بنا بر «وَلاتَعاوَنوا عَلَي الاِثمِ وَالعُدوانِ» هر قرارادی که جنبه كمك به گناه دارد، حرام است. مانند فروش انگور به كارخانه شرابسازي، فروش اسلحه به دشمنان اسلام، فروش يا اجاره محلّ براي معاملات و كارهاي نامشروع همچون ميكده و قمارخانه.

پيامبر اکرم (ص) فرموده: چون روز قيامت شود، منادي اي ندا دهد: كجايند ستمكاران و ياورانشان؟ حتّیٰ كسي كه قلمي براي آن ها تراشيده يا دواتي برايشان ليقه كرده، همه را در تابوتي از آهن قرارمي دهند ودر جهنّم مي افكنند. (وسائل 12/131)

در حديث ديگر آمده است: تا زماني كه انسان در فكر ياري رساندن به مردم است، خداوند او را ياري مي دهد. (وسايل الشّيعه 8/568)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس براى يارى رساندن به ديگران گامى بردارد، پاداش مجاهد و رزمنده دارد. (وسائل 8/ 206)

در حديثی آمده: يارى كردن مسلمان، از يك ماه روزه‏ى مستحبّى و اعتكاف بهتر است. (وسائل 11/345)

و در حديثی آمده: حتّىٰ در ساختن مسجد، ظالم را يارى نكنيد. (وسائل 12/ 130)

شخصي به اسم «وابصه» گويد: خدمت پيامبر (ص) رفتم و خواستم در باره «برّ» و «اثم»‌ بپرسم. حضرت فرمود: وابصه به تو بگويم: آمده اي در باره ی چه بپرسي؟ عرض كردم: بفرما، اي رسول خدا. فرمود: آمده اي از «برّ: نيكي» و «اثم:‌ گناه» سؤال كني. آن گاه رسول خدا (ص) سه انگشتش را پهلوي هم قرار داد و به سينه من كوبيد و فرمود: وابصه، از قلب خود بپرس. برّ و نيكي چيزي است، كه قلب و دل بدان اطمينان يابد و آرامش گيرد؛ و اثم و گناه چيزي است، كه در قلب تو ناراحتي و اضطراب ايجاد كند‌؛ گرچه مردم بدان رأي دهند و اصرار ورزند. (الميزان)

«صفوان بن جمّال»‌ گويد: چون خدمت امام كاظم (ع) رسيدم، به من فرمود: اي صفوان، همه ی كارهايت خوب است جز يك كار. عرض كردم:‌ فدايت شوم، چكار؟ فرمود: شتران خود را به اين مرد (هارون الرّشيد) كرايه مي دهي. گفتم: به خدا سوگند، در مسيرهاي عيّاشي و هوس بازي و صيد حرام به او كرايه نمي دهم، تنها در اين راه، يعني راه مكّه، در اختيار آن ها مي گذارم. تازه خودم همراه شتران نمي روم، بلكه بعضي از فرزندان و كسانم را با آن ها مي فرستم. فرمود: اي صفوان، آيا دوست داري، كه او آن قدر زنده باشد، كه تو كرايه ات را از او بگيري؟ عرض كردم: آري. فرمود: هر كسي بقاي آن ها را بخواهد از آن هاست‌ و كسي كه از آن ها باشد در آتش دوزخ است. صفوان گويد: من بلافاصله رفتم و شترانم را فروختم. جريان كه به گوش هارون رسيد، مرا احضار كرد و گفت: چرا شترانت را فروخته اي؟ گفتم: پير شده ام و فرزندان و كسانم نمي توانند از عهده اداره ی‌ آن ها برآيند. گفت: چنين نيست، مي دانم به دستور موسي بن جعفر اين كار را كرده اي. به خدا اگر سوابق نيك تو نبود، دستور مي دادم گردنت را بزنند. (وسايل 12/132)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر