معنای آیه
«مقيس بن صبابه كناني» كشته برادرش «هشام» را در محلّه بني النجّار پيدا كرد. پيامبر اكرم (ص) او را به اتّفاق «قيس بن هلال فهري» نزد بزرگان «بني النّجار» فرستاد و دستور داد، كه اگر قاتلِ «هشام» را مي شناسند، او را تسليم برادرش نمايند، تا از او قصاص كند و اگر نمي شناسند، ديه او را به وي بپردازيد. آنان هم چون قاتل را نمي شناختند، ديه را به مقيس پرداختند و او هم تحويل گرفت و به اتّفاق «قيس» به طرف مدينه حركت كردند. در بين راه بقاياي افكار جاهليّت «مقيس» را تحريك نمود و با خود گفت: قبول ديه ننگ و عار است، بهتر است همين قيس را كه از قبيله ی قاتل يعني بني نجّار است بكشم و ديه اي هم كه گرفته ام علاوه است؛ لذا او را با سنگي كه به طرف او پرتاب كرد، كشت و به مكّه فرار نمود و از اسلام نيز خارج شد. پيامبر (ص) هم در مقابل اين جنايت خون او را مباح نمود، اين آيه نازل شد ومجازات قتل عمد را بيان فرمود. (مجمع)
اين آيه می فرمايد: و هر که مؤمنی را عمداً به قتل رساند، سزايش جهنّم است، که هميشه در آن خواهد بود و خدا بر او خشم خواهد گرفت و او را لعنت خواهد کرد و برای او عذابی بزرگ آماده ساخته است و بدین ترتيب حدّاكثر مجازات اخروی برای قتل عمدى است،
شايد منظور از خلود در اين آيه عذاب طولاني باشد نه دائم. تازه، اين آيه وعده آتش جاويدان مي دهد؛ ولي ممكن است شخص بر اثر توبه يا شفاعت عفو گردد.
قتل عمد آن است، كه كسي واقعاً بخواهد ديگري را بكشد؛ ولي اگر خواست به حيواني تيراندازي كند و اشتباهاً به انساني خورد، يا اگر انسان به قصد تأديب ديگري را بزند و احياناً منجر به مرگ وي شود و يا در نزاع ها که با چوب و چماق يکديگر را می زنند، احياناً کسی کشته شد و نيز تصادفات رانندگي قتل غيرعمدند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر