معنای آیه
بعد از دعوت مؤمنان به جهاد بر اساس ايمان به خدا و رستاخيز، در اين آيه با استفهام تعجّب آميز می پرسد: چرا شما در راه خدا و براي آزادي مردان و زنان مستضعف و كودكان بي دفاعي كه در چنگال ستمگران گرفتارند، نمي جنگيد؟! مستضعفاني كه دست به درگاه خدا دارند و مي گويند: خدايا، ما را از اين شهري كه اهلش ستمكارند، نجات ده و از جانب خود براي ما سرپرستي قرار ده و از جانب خود براي حمايت ما ياوري بگمار.
از اين آيه برمي آيد: اوّلاًً سرپرست و وليّ مسلمين بايد رهبر الاهي و از طرف خدا تعيين شود و اين همان چيزي است، كه شيعه آن را به عنوان امام معصوم منصوب از طرف خدا براي تمام عصرها لازم مي داند؛ و كنار گذاشتن آن ها نيز سبب شد، كه جنگ هاي خلفا به صورت كشورگشايي هاي كوري تبديل شود، كه اين همه تبعيضات در بين مسلمين فراهم آورد و نتيجه اش توقّف اسلام بود؛ به طوري كه بعد از هزار و چهار صد سال تنها يك پنجم مردم بدان گرويده اند، آن هم مسلمان هايي كه عقب افتاده ترين ملل جهان اند.
ثانياً، جهاد اسلامى براى نشر اصول فضيلت و ايمان و دفاع از ستم ديدگان است، نه کسب مال و مقام يا تحميل عقيده و سياست بر ديگران
ثالثاً، محيطی مناسب زندگی است كه بتوان به احکام دين عمل نمود.
رابعاً، مؤمنين همه چيز حتّیٰ تقاضاى ولى و ياور از خدا مى کنند.
أئمّه ی معصومين (ع) فرموده اند: مستضعفين در اين آيه ما هستيم، كه مردم بايد براي حكومت ما به پا خيزند. (صافي و عياشي)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر