سوره نساء

سوره نساء - آیه 17 - جزء 4


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُولَٰئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره نساء 17
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره نساء 17
محمود خلیل الحصری سوره نساء 17
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 80 1
محمد صدیق منشاوی 80 2

معنای آیه

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می شوند، سپس به زودی توبه می کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.


تفسیر قرآن


بعد از بيان حکم و توبه عمل منافی عفّت، در مورد بعضی شرایط توبه مي فرمايد: «تنها توبه ی كساني پذيرفته مي شود، كه: اوّلاً، از روي ناداني گناه كرده باشند؛ نه از روي انكار حكم خدا. ثانياً، به كار بد ادامه ندهند، بلكه به زودي توبه كنند. خداوند توبه چنين اشخاصي را مي‏پذيرد؛ زيرا خدا دانا و حكيم است». يعني فريب حرف هاي گناهكاران را نمي خورد، بلكه از باطنشان اطّلاع دارد؛ پس توبه كنندگان بايد حقّ توبه را به جا آورند، تا او هم حقّ پذيرش را به جا آورد.

توبه بنده به معنی بازگشت از مخالفت پروردگارش به اطاعت اوست و توبه خدا به بنده به معنی برگشت خدا از غضب و عذاب به لطف بر بنده است که در زمان گناه شامل حالش نبود؛ بنابراين، توبه بنده بين دو توبه خداست: نخست لطف خدا شامل بنده شده و او را موفّق به توبه می کند و بعد از توبه بنده نيز لطف حقّ شامل بنده شده و توبه اش را می پذيرد.

از آنجا که بازگشت بنده به سوی خدا برای تقرّب است، نه هر توبه ای که مسبوق به گناه باشد، معصومان نيز با توبه به سوی خدا تقرّب می جويند.

طبق وعده قطعی خداوند «اِنَّمَا التَّوبَةُ عَلَی اللهِ لِلَّذينَ» در صورت رعايت شرايط توبه از سوی بنده، پذيرش توبه او بر خداوند واجب است؛ و اين واجب، به معنی واجب از خداست (يَجِبُ عَنِ الله» نه واجب بر خدا. زيرا بعد از پذيرش توبه بنده و برطرف شدن گناه، عقاب غير مجرم ظلم است؛ و خدا ظلم نمی کند. وجوب قبول توبه را خود خداوند از سر لطف بر عهده گرفته؛ ته اين که غيرخدا بر او تحميل کرده باشد.

اين آيه دو شرط برای توبه بيان فرموده: از سر نادانی باشد نه از روی تجرّی؛ و ديگر آن که شخص به زودی و قبل از حالت احتضار توبه کند.

علّامه طباطبائی می فرماید: در اين آيه براى ختم شدن آن، دو نام عليم و حكيم آورد تا بفهماند اگر خداى تعالى باب توبه را فتح كرد، براى اين بود كه او به حال بندگانش، عالم است، مى‏ داند چقدر ضعيف و نادانند، و حكمتش هم اين را اقتضا مى‏ كرد، چون متقن بودن نظام و اصلاح امور بشر احتياج به فتح باب توبه دارد، و نيز از آنجايى كه حكيم است فريب توبه‏ هاى قلابى را نمى‏ خورد و ظواهر احوال بندگان را معيار قرار نمى‏ دهد، بلكه دل هاى آنان را مى‏آزمايد؛ پس بر بندگان او لازم است، از علم و حكمت او غافل نمانند، و اگر توبه مى‏ كنند توبه حقيقى كنند، تا خدا هم حقيقتاً جوابشان را بدهد و دعايشان را مستجاب كند. (المیزان)

امام سجّاد (ع) به درگاه خدا عرض مي كند: خدايا، معصيت من، نه از راه انكار خداونديت بود، نه به خاطر خفيف شمردن امرت، نه به خاطر كوچك شمردن مجازاتت و نه به خاطر سبك شمردن وعده كيفرت؛ بلكه خطايي بود، كه به سبب مشتبه كردن نفس امّاره بر من و غلبه هوا و هوس بر من، صورت گرفت. (دعاي ابوحمزه ثمالي)

واجب است گنهکار فوراً توبه کند؛ اگر در لحظه ی اوّل توبه نکرد، لحظه دوّم، سوّم، چهارم و... بايد توبه کند. اگر در لحظه ی نخست توبه نکرد، همين ترک توبه خود گناهی ديگر است و در لحظه ی دوّم گناهی ديگر و در لحظات بعدی گناهان ديگر است، که بر هم انباشته می شوند. مانند نماز زلزله و ادای دَين سررسيده و مورد طلب بستانکار با امکان تأديه بدهکار، که تأخير هر لحظه آن گناهی جديد است. و توبه نکردن در هر لحظه گناهان را انباشته کرده و مايه قساوت قلب می گردد.

امام باقر (ع) فرمود: چيزی بدتر ازگناه قلب را فاسد نمی کند. وقتی گناه وارد قلب شود، اگر سريع پاک نشود، قلب را دگرگون کند. (کافی 2/268)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر