سوره نساء

سوره نساء - آیه 6 - جزء 4


وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُوا ۚ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره نساء 6
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره نساء 6
محمود خلیل الحصری سوره نساء 6
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 77 1
محمد صدیق منشاوی 77 2

معنای آیه

و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام] آنکه توانگر است باید [از تصرّف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه] خودداری کند؛ و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید؛ وهنگامی که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [برای آنکه در آینده اختلاف و نزاعی پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای محاسبه کافی است.


تفسیر قرآن


يتيمان را به هنگام بلوغ بيازماييد، اگر رشد كافي براي اداره‌ اموالشان داشتند، اداره‌ اموالشان را به خودشان بسپاريد؛ ولي مبادا از بيم اين كه وقتي بزرگ شدند، حقّ خود را مطالبه كنند، اموالشان را با شتاب و بي حساب بخوريد. و اگر سرپرستان ايتام بي نيازند، از گرفتن حقّ سرپرستي بگذرند؛ ولي اگر نيازمندند، در برابر زحماتي كه به خاطر حفظ اموال يتيمان متحمّل مي‏شوند، حق الزّحمه منصفانه از اموال آن ها بردارند. وقتي هم خواستيد اموال يتيمان را به آن ها دهيد گواه بگيريد، تا جاي نزاع باقي نماند؛ امّا بدانيد حساب كننده واقعي خداست؛ پس اگر خيانتي بكنيد، كه برگواهان مخفي بماند، خدا به حسابتان خواهد رسيد.

امام صادق (ع) فرمودند: مراد از «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» اين است كه يتيمان بتوانند مال خود را حفظ كند. (فقيه، ج 4، ص 223)

گواه گرفتن در جامعه، نزاع را خاتمه مى‏ دهد؛ ولى حساب قيامت همچنان پابرجاست. «وَ كَفىٰ‏ بِاللهِ حَسِيباً»

تمام اعمال و عقايد آدمی در صحيفه ی جان او ثبت است و بعد از مرگ چون اين صحيفه گشوده شود يا باغی است از باغ های بهشت و يا گودالی از گودال¬های جهنّم: «اَلقَبرُ اِمّا رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ اَو حُفرَةٌ مِن حُفَراتِ النّيرانِ» (فقيه 1/171)

فلسفه تعدّد زوجات: دين اسلام عنايت دارد، كه شهوت هيچ مردى را به تعدّى و فجور و فحشا وادار نكند و اگر مرد به داشتن يك زن محكوم باشد، در ايّامى كه زن عذر دارد، يعنى نزديك به يك ثلث از اوقات معاشرتش كه ايّام عادت و بعضى از ايّام حمل و وضع حمل و ايّام رضاعش و امثال آن است او ناگزير از فجور مى‏شود، بسيارى از نويسندگان و دانشمندان غربى به نيكى و حسن اين قانون اسلامى اعتراف نموده و به مفاسدى كه از ناحيه تحريم تعدّد زوجات گريبانگير جامعه ‏ها شده است اعتراف كرده ‏اند.

قلسفه زنان متعدّد پيامبر اسلام (ص) : اصحاب كليسا گفته‏ اند: تعدّد زوجات جز حرص در شهوترانى هيچ انگيزه ديگرى ندارد و پيامبر اسلام (ص) براى همين جهت تعدّد زوجات را براى امّتش تجويز كرد و حتّىٰ خودش به چهار همسر، كه براى امّتش تجويز نموده، اكتفاء ننموده و عدد همسرانش را به نه نفر رسانيد»؛ ولی دقّت در ازدواج های رسول خدا(ص) نشان می دهد، که به خاطر شهوترانی نبوده؛ زيرا هيچ شكى نداريم در اين كه افراد زن دوست معمولاً با زنان جوان و زيبا ازدواج می کنند؛ در صورتی که اوّلين ازدواج آن حضرت در سن 25 سالگی با خديجه بوده، که بنا بر مشهور چهل ساله بوده و قبلاً دو شوهر کرده بود و تا 50 سالگی تنها به اين پيرزن و یيوه زن اكتفاء نمود و اين تنها بعد از وفات خديجه و گذشتن از دوران طغيان جنسی بود، که با زنان ديگر ازدواج کرد. زنانى هم كه با آن ها ازدواج کرد، غير از عايشه که باکره بوده، بقيّه بيوه و بعضى سالخورده بوده اند.

در توجيه زنان متعدّد پيامبر (ص) هم گوئيم: رسول خدا (ص) با بيشتر همسرانش به منظور كسب نيرو و به دست آوردن اقوام بيشتر ازدواج كرد؛ چنان که علاوه بر ازدواج با دختران ابوبکر و عمر که از بزرگان قبايل قريش بودند با دختر ابوسفيان رئيس مشرکان نيز ازدواج کرد. وی همچنين با «صفيه» دختر «حى بن اخطب» بزرگ يهوديان بنى النضير كه پدرش ابن اخطب در جنگ بنى النّضير كشته شد و شوهرش در جنگ خيبر به دست مسلمانان به قتل رسيده بود و نيز با «جويريه» دختر «حارث» بزرگ يهوديان بنى المصطلق ازدواج کرد، که داماد يهوديان شده باشد و يهود به اين خاطر دست از توطئه عليه او بردارند. با بعضى ديگر چون «زينب» به اين منظور ازدواج كرد، كه با يك سنّت جاهلي مبارزه کند و عملاً آن را باطل سازد؛ چه او نخست همسر زيد بن حارثه [پسرخوانده پيامبر (ص)] بود و زيد او را طلاق داد و از نظر رسوم جاهليّت ازدواج با همسر پسرخوانده ممنوع بود و با بعضى چون »امّ سلمه» از آن رو ازدواج كرد، كه هزينه زندگي او و يتيمانش را تكفّل نمايد و به ديگران بياموزد، كه در حفظ پيرزنان از فقر و بى كسى كوشا باشند.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر