معنای آیه
و نيز اين شكست براي اين بود که منافقان را معلوم کند؟ و چون به آن ها گفته شد: بياييد در راه خدا بجنگيد يا دفاع كنيد، گفتند: اگر مي دانستيم جنگي در كار است به دنبال شما مي آمديم.
و اين اشاره به گفت وگويي است، که ميان بعضي از مؤمنين و منافقين رخ داده وآن اين که وقتي که روز احد، عبدالله بن ابي و طرفدارانش که سيصد نفر بودند از ميانه ی راه به بهانه ی اين که نظر ما که ماندن در شهر و جنگيدن در شهر بوده، رعايت نشده، از شرکت در جنگ کناره گيري کردند، «عبدالله بن عمر بن حزام» به عبدالله ابي و طرفدارانش گفت: بياييد يا به خاطر خدا و در راه او پيکار کنيد و پيامبرتان را خوار نکنيد و يا لااقل در برابر خطري که متوجّه سرزمين و همشهريان و نواميس شما شده پيکار کنيد؛ آن ها يک بهانه واهي ديگر آوردند و گفتند: اگر ما مي دانستيم جنگ و قتالي روي مي دهد شرکت مي کرديم، ولي ما مي دانيم، که اين غائله بدون جنگ و خونريزي پايان مي يابد. (مجمع البیان)
آن گاه خداوند مي فرمايد: «آن ها در آن روز، که اين حرف ها را مي زدند، به کفر نزديک تر بودند تا ايمان، آن ها چيزي مي گفتند، که با آنچه در دل داشتند مغايرت داشت، خدا به آنچه که پنهان مي داشتند داناتر است.»؛ يعني مي داند، که آن ها منافق اند و ايماني ندارند و به خاطر ترس از ضربات دشمن در جهاد شرکت نمي کنند.
آري، جنگ احد سبب شد، که معلوم شود ـ برخلاف اهل سنّت، که مي گويند: همه اصحاب پيامبر (ص) مؤمن و عادل اند ـ اصحاب پيامبر (ص) در جنگ سه دسته بوده اند: مؤمنين درجه اوّل که تا آخرين لحظه ماندند و بعضي از آن ها هم شهيد شدند. مسلمين ضعيف الإيمان که به صحنه جنگ و جهاد رفتند، ولي همين که احتمال دادند ممکن است پايداري در جنگ به زخمي و کشته شدن آن ها بي انجامد، فرار را بر قرار ترجيح دادند و دسته ی سوّم منافقيني که به بهانه هايي اصلاً حاضر نشدند در جنگ و جهاد شرکت کنند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر